ابر رایانه چیست؟

و اینکه بعضی (1) از مفسرین گفته اند: “جمله”طوعا او کرها”در مقام تمثیل این حقیقت است که تاثیر قدرت خدای تعالی در آسمان و زمین حتمی است و محال است آن دواز پذیرفتن آن تاثیر امتناع ورزند، نه اینکه بخواهد برای آسمان و زمین طوع و کراهتی اثبات کند”تفسیر صحیحی نیست، برای اینکه در جمله بعدی که می گویند”اتینا طائعین”، با آن منافات دارد، چون اگر جمله اولی در مقام اثبات کراهت و طوع برای آسمان و زمین نباشد، معنا ندارد که آسمان و زمین در پاسخ برای خود اثبات طوع کنند. پس معنای اینکه فرمود: “ثم استوی الی السماء”این است که خدا سپس متوجه آسمان شد، و به امر آن بپرداخت.و منظور از توجه به آسمان خلق کردن آن است، نه اینکه بدانجا رود، چون قصد مکانی جز با انتقال قاصد از مکانی به مکانی دیگر و از جهتی به جهت دیگر تصور ندارد، و خدای تعالی از چنین چیزی منزه است.

“و هی دخان” – این جمله حال است از کلمه”سماء”و جمله چنین معنا می دهد: خدای تعالی متوجه آسمان شد، تا آن را بیافریند، در حالی که چیزی بود که خدا نامش را دودگذاشت و آن ماده ای بود که خدا به صورت آسمانش در آورد و آن را هفت آسمان کرد، بعد ازآن که از هم متمایز نبودند و همه یکی بودند.و به همین مناسبت در آیه مورد بحث آن را مفردآورد و فرمود: “ثم استوی الی السماء”و نفرمود: “الی السموات”. معنای جمله: “ثم استوی الی السماء”و بیان اینکه مفاد کلمه”ثم”تاخر زمانی خلقت آسمان نیست”ثم استوی الی السماء و هی دخان فقال لها و للارض ائتیا طوعا او کرها قالتااتینا طائعین”کلمه”استوی” – به طوری که راغب (1) گفته – وقتی با کلمه”علی”متعدی شود معنای استیلاء و تسلط را می دهد، مانند آیه”الرحمن علی العرش استوی – رحمان بر عرش مسلط است”و چون با کلمه”الی”متعدی گردد، معنای رسیدن به چیزی را می دهد.

“سواء للسائلین” – کلمه”سواء”مفعول مطلق است برای فعلی تقدیری، و معنایش این است که: اقوات تقدیر شده فراهم شد، فراهم شدنی مخصوص، برای محتاجان.ممکن هم هست حال باشد از اقوات و معنایش این باشد که: خدا اقوات را تقدیر کرد، در حالی که برای محتاجان یکسان و برابر بود، به طوری که همه از آن استفاده کنند، نه زیاد بیاید و نه کم. نظیر این اشکال در خلقت آسمانها نیز می آید، که قبل از خلقت آن و خلقت آسمانها که یکی از آنها خورشید است، دوشنبه ای وجود داشته باشد. بعضی دیگر گفته اند: ظرف مزبور متعلق است به حصول همه اموری که در آیه شریفه ذکر شده، هم قرار دادن کوه ها، و هم برکت دار کردن آنها و تقدیر کلام این است که حصول همه اینها در تتمه چهار روز بوده.ولی این توجیه مستلزم حذف کردن و تقدیر گرفتن بیشتری است. توضیح در مورد فرمان خداوند به آسمان و زمین(ائتیا طوعا او کرها)و تخییر آن دو بین آمدن به طوع یا کره رواسی من فوقها و بارک فیها و قدر فیها اقواتها”، در آیات مورد بحث بیان می کند، چون دراین آیات قرار دادن کوه ها در زمین و برکت دادن به زمین و تقدیر ارزاق را با خلقت زمین یکجابیان کرده و سپس خلقت آسمان را با کلمه”ثم”به آن عطف کرده.پس دیگر نمی توانیم این کلمه را به معنای بعدیت زمانی بگیریم.به عبارت ساده تر: در آیات مورد بحث کلمه”ثم”ظهور در این دارد که خلقت آسمانها بعد از زمین بوده و در آیات سوره”نازعات”کلمه”بعدذلک”نیز ظهور دارد در اینکه خلقت زمین(که گفتیم با دحو و گستردن آن یکی است)، بعد ازخلقت آسمانها بوده، ولی ظهور جمله”بعد ذلک”روشنتر، و قویتر از ظهور کلمه”ثم”دربعدیت است – و خدا داناتر است.

و نیز در مفردات گفته: (2) کلمه”کره” – به فتحه کاف – به معنای مشقتی است که ازخارج و به اکراه و اجبار دیگران بر آدمی تحمیل شود، ولی کلمه”کره” – به ضمه کاف – به معنای مشقتی است که از ناحیه خود انسان برسد. وجوهی که در باره تقدیر روزی ها در چهار روز(و قدر فیها اقواتها فی اربعه ایام)و جمع بین آن و اینکه خلقت زمین و آسمان ها در شش روز بوده، گفته شده است فاسد و فسادش بر همه روشن.پس – همان طور که گفتیم – مراد از روز پاره ای از زمان است واطلاق روز بر پاره ای از زمان بسیار شایع است، از آن جمله کلام خدای تعالی است که می فرماید: “و تلک الایام نداولها بین الناس” (1) و نیز می فرماید: “فهل ینتظرون الا مثل ایام الذین خلوا من قبلهم” (2) ، و امثال این موارد که ایام در پاره ای از زمان اطلاق شده است. آری هر چند ظاهر این دو آیه شریفه این است که تنها در باره صاحبان عقل سخن می گوید و لیکن از آن دو و مخصوصا از آیه دومی برمی آید که مراد از سؤال – همان طور که گفتیم – احتیاج و استعداد است.و بنا بر این که چنین باشد، آیه عمومیت خواهد داشت و شامل نبات هم می شود و اگر ضمیر صاحبان عقل را آورده، از باب غلبه دادن جانب آنان است.

دیدگاهتان را بنویسید