انزواطلبی سیاسی و سیاست درهای باز چین – سرزمین زبان

براساس اطلاعات مندرج در آخرین سرشماری ملی، پیر شدن جمعیت چین در سالهای اخیر سرعت یافته است و نیمی از جمعیت حال حاضر چین و بالطبع شمار زیادی از افراد سالمند در شهرها زندگی میکنند. چس فریمن، پژوهشگر امور بینالملل در موسسه واتسون دانشگاه براون، که کسوت دستیاری وزیر دفاع در امور امنیت بینالملل و وزارت امورخارجه ایالات متحده و سفارت این کشور در عربستان سعودی را در کارنامه خود دارد، با انتشار یادداشتی با عنوان «در خاورمیانه، تأثیرات رقابت چین و آمریکا کم است» در پایگاه تحلیلی رسپانسیبل استیتکرفت استدلال کرده تحولات اخیر در منطقه خاورمیانه بیش از آنکه حاصل چنین رقابتی -بالاخص میان آمریکا و چین- باشد، در نتیجه دینامیزمهای داخلی این منطقه است. خدایان جنگ در واشنگتن حکم دادهاند که شرایط بینالمللی اکنون توسط دو نیروی استعلایی شکل میگیرد: رقابت قدرتهای بزرگ (به ویژه میان آمریکا و چین) و تلاشهای مستبدین برای از بین بردن دموکراسیها. به گزارش اکوایران، در شرایطی که سیاست امریکا مبنی بر خروج از خاورمیانه بسیاری از تحلیلگران را بر آن داشته تا ادعا کنند خلا ناشی از این مسئله موجب شکل گرفتن «بازی بزرگ» جدید قدرتها در این منطقه میشود، برخی دیگر از آگاهان به مسائل منطقهای باور دارند آینده این منطقه الزاما صحنه چنین رقابتی نخواهد بود.

پاسخ این است که چین بسیار شبیه آمریکا در نیمه اول قرن بیستم رفتار میکند. پس از پیروزی انقلاب چین در سال ۱۹۴۹ و روی کار آمدن مائو، سران حزب ناسیونالیست، که از ۱۹۱۱ تا ۱۹۴۹ بر چین حکم می راند، به تایوان فرار کردند و در آنجا حکومتی موازی تشکیل دادند. این در حالی است که آمریکا پس از 11 سپتامبر به دنبال تعادل بین ثبات و تغییر از طریق دخالت در امور داخلی دولت ها و در برخی موارد به دنبال تغییر رژیم است .فرضیه فرعی دیگر همسو با دو فرضیه قبل، این است که به علت وابستگی چین به انرژی منطقه، چیناز حضور نظامی آمریکا در منطقه به دلیل تامین ثبات استقبال می کند، اما مادامی که این حضور نظامی موجد جنگ و ایجاد بی ثباتی نباشد. ما هیچگاه حمله به کشورهای دیگر را در کارنامه خویش نداشته و هرگز درهیچ جنگ نیابتی شرکت نداشتهایم، هیچ وقت در پی مباحثی چون حوزههای نفوذ قدرت خویش برنیامده و تاکنون در رویاروییهای بلوکهای نظامی شرکت نداشتهایم. و اقامت یک هفتهای دنگ در آمریکا که متعاقب آن منجر به بازگشایی سفارت آمریکا در چین شد، در سال 1982 ریچارد نیکسون به دستور رئیسجمهورِ وقت آمریکا یعنی رونالد ریگان وارد چین میشود.

از این رو درصددند که این مذاکرات به سرعت آغاز شود و زمان از دست نرود. چین از برگزاری مذاکرات فوری و بی واسطه روسیه و اوکراین استقبال می نماید. آمریکا رسما سیاست چین واحد را دنبال می کند. از آن زمان تاکنون، چین و تایوان، با وجودی که دارای زبان و فرهنگ واحد هستند، دو دولت جداگانه دارند. چین تاکید دارد که تایوان باید به خاک اصلی بازگردد، حتی اگر لازم شد با زور. دونالد ترامپ در یکی از روزهای ماه دسامبر سال گذشته، یعنی زمانی که هنوز کاندیدای ریاست جمهوری بود، یک تماس تلفنی ۱۰ دقیقه ای با رئیس تایوان داشت؛ اقدامی که هم به روابط آمریکا با چین آسیب زد، هم رابطه چین و تایوان را شکرآب کرد. واقعیت آن است که سیر مسئله اوکراین حواشی تاریخی پیچیده ای داشته است. 68)بارتلد.جغرافیای تاریخی ایران.ترجمه حمزه سردادور.چاپ دوم.تهران: انتشارات توس، 1358:ص 29 . این مفهوم در سال ۱۹۶۳ (۱۳۴۲ هجری شمسی) تبدیل به سیاست شد و اما بواسطه انقلاب فرهنگی اجرای آن با اختلال مواجه شد. در دهه ۱۹۹۰، با امضای توافقنامه ای بین این دو، راه برای برقراری روابط اقتصادی و فرهنگی باز شد و چین توانست از راه معامله با تایوان، میلیاردها دلار به دست آورد.

از سوی دیگر ایران نیز برای توسعه اقتصادی سرمایه گذاری چین در صنعت نفت و گاز و زیرساختهای ارتباطی و مخابراتی برایش پراهمیت است. همچنین استان آچه، که بر بخش اندونزیایی تنگه مالاکا مشرف می باشد، متجاوز از 150 سال، دژبنیادگراهای سنی، و از دهه 50 میلادی تا سال 2000، میزبان جنبش جدایی طلبانه بوده است. اما آمریکا سالهاست که تایوان را متحد خود می داند و به طور مرتب سلاحهای پیشرفته به این منطقه صادر می کند که این امر اعتراضات شدید پکن را در پی داشته است. هرگونه همکاری با ایالات متحده، می بایست حمایت گسترده عموم (مردم) را جلب نماید. بر اساس شواهد کنونی، در عوض این مسئله منعکس کننده منافع ملی چین، اروپا، هند، ژاپن و کره، کشورهای مختلف غرب آسیا و شمال آفریقا و ایالات متحده خواهد بود. در سال ۱۹۷۹، آمریکا ادعای چین مبنی بر اینکه یک چین واحد وجود دارد و تایوان بخشی از چین است را پذیرفت و روابط رسمی اش را با تایوان قطع کرد.

دیدگاهتان را بنویسید