انسان، تربیت و روانشناسی اخلاق

یعنی به نظرم یک مسلمان به صفت مسلمانی، میتوانند (و به اعتقاد من می باید) این نوع ساخت سیاسی را – یعنی ساخت سیاسی ای که در آن “حقّ ناحق بودن” شهروندان در آن برسمیت شناخته می شود- بپذیرد. مدیران موفق از طریق فراهم کردن محیطی که افراد در آن میتوانند آزادانه صحبت کنند، ایده بدهند و بدون ترس از تنبیه یا مسخره شدن آنها را اجرا کنند، خلاقیت کارکنانشان را افزایش میدهند. خوب کار می کنند و کار خوب را انجام می دهند، اقدامات آنها همواره با عقایدشان هماهنگ است، و اغلب تلاش می کنند، کارها را با ارزش ها و اصول اخلاقی پیوند زنند.

پیامبر(ص) بر انجام کار مردم تاکید زیادی میکردند وبا وجود عشق فراوانی که به نماز داشتند، اگر در میان نماز متوجه میشدند که کار شخصی به دست ایشان حل خواهد شد، نماز خود را کوتاه میکردند. اما اخلاق خوب دشمن همه ی اینهاست و زمانی که این اخلاق را در خود به وجود آورید، به زیبایی هر چه بیشتر خود کمک خواهید کرد. به ایجاد تصویری مثبت از سازمان در نزد مردم کمک می کند. مدیران باید به آنچه در خصوص “اخلاق سازمانی” به نیروهای سازمان متذکر میشوند خود عمل کنند زیر بازتاب عملکرد آنها اثر بیشتری در نهادینه شدن فضائل اخلاقی در بین افراد سازمان دارد.

آیا از نظر شاخص های عملکرد اقتصادی، قانونی و اخلاقی، ما وضع رو به رشدی نسبت به آنها داریم؟ بنابر این می توان بسیاری از مباحث تربیتی را نسبت به اخلاق لا بشرط و بی جهت دانست بدین معنا که هر نظام اخلاقی که پذیرفته شود نظام تربیتی به حال خود برقرار باشد. دختر یا پسر بد اخلاق علاوه بر این که خود همواره دچار بیماری و اضطراب روحی است ، زندگی را بردیگران نیز تلخ می کند و محیط خانه را که باید کانون صفا و آرامش باشد ، به جهنمی غیر قابل تحمل تبدیل می کند .

عوامل فراوانی بر رشد اخلاقی انسان اثر دارد؛ از جمله روابط با دیگران، نوع پوشش، رژیم غذایی، قوانین جاری، نوع رفتار و برخورد دیگران، آیا همه اینها دست به کار تربیت انسان هستند؟ برنامه عملی برای کسب ملکه باید با توان فعلی فرد تناسب داشته باشد و توان انسان در ابتدای انجام هر کار بسیار کم است. پس این که گاهی شخص عملی را بر خلاف میل و کششی که نسبت به آن عمل دارد ناپسند می داند منافات با این گفته ندارد که آنچه مطابق میل است اخلاقی است و منافی آن غیر اخلاقی.

بنابراین میان جامعنگری نظری و تمرکزگرایی عملی یا جامعنگری در مقام تحقیق و تمرکزگرایی در مقام تحول و در فرایند تحقق عینی تربیت جمع شود. در حال حاضر نظام سنتی خانواده تغییر يافته و درصد طلاقهای عینی و عاطفی افزایش و ازدواجهای رسمی و دائم کاهش يافته است و همين امر باعث تنزل و تزلزل اخلاق اجتماعي مي­شود و آسيب ­هاي اجتماعي گسترش مي­ يابد. اما اخلاق از انسان کامل و بایسته که در مقصد قرار گرفته سخن می گوید، تربیت نیز انسان در حال گذار و احکام این گذر را روشن می سازد اما انسان شناسی از احکام انسان مبدا پیش از هر گونه تغییر و تحول آن گونه که به طبع اولیه خود بوده است، بحث می کند.

پس مدیریت منابع انسانی باید با ترکیب کردن اصول اخلاقی با قوانین امروزی، فرهنگ کار با محوریت اخلاق را در سازمان گسترش دهد تا با ایجاد یک ارتباط موثر بین مدیران منابع انسانی و کارکنان سازمان در حرکت و تولید خود با مشکلی روبرو نشوند و به اهداف استراتژیک سازمان دست یابند. محمدبن حمزه می گوید: روزی امیرالمؤمنین (ع) بر پیرمرد از کار افتاده ای گذر می کرد حضرت سؤال کرده فرمودند: این کیست؟ متاسفانه نظریه پردازان غربی خدا و اخلاق را از زندگی روزمره انسانها با استفاده از روشهای مختلفی حذف کرده اند و در این جهت بسیاری از ارزشها را وارونه ساخته و تعاریفی که آنها را به اهدافشان میرساند را در جامعه القاء کرده اند.

2 ـ (وَ لا تَنازَعُوا ، فَتَفشَلوا ، وَ تَذهَبَ ریِحُکُم ، وَ اصبِروا)(7) یعنی :«با یکدیگر نزاع مکنید و گرنه ضعیف می شوید و نیرویتان هدر می رود ، خویشتن داری کنید.» در اینجا نیز خداوندمردم را دعوت به صبر کرده است ، چون بی صبری و اختلاف ، باعث سستی و هدر رفتن نیرو و جرأت پیدا کردن دشمن می شود . مثلا رسیدگی به گل و گیاه یا ماهی و دام تربیت آن به شمار می رود. آیا به ایجاد تغییرات منفی، انحطاطی و تنازلی نیز می توان تربیت نام نهاد. بنابراین، سؤال اصلی برای او این نخواهد بود که آیا دین با لیبرالیسم قابل جمع است یا نه.

مراد از اخلاق اجتماعی، ارزش های حاکم بر رابطه فرد با سایر انسان ها است؛ مانند عدل و احسان یا حسد و تکبر. یک سوال: حد نصاب اخلاقی بودن انسان چیست؟ با پیچیده تر و پویاتر شدن فعالیتها، مدیران سازمانها احساس کردند که به راهنمائیهایی جهت انجام کارهای صحیح و پرهیز از کارهای غلط (از نظر اخلاقی) در سازمان نیاز دارند و بعد از آن مبحث “اخلاق سازمانی” با دیدگاه علمی مطرح گردید. گاهی از این امور اختیاری به «هستی های مقدور» یاد می شود. حال این نکته مطرح می شود که اگر تمایلات انسان ملاک خوبی ها و بدی هاست چرا انسان گاهی فعلی را که بر خلاق میلش هست پسندیده می داند ویا فعلی را که می پسندد ناپسند می شمارد اگر پایگاه حسن و قبح به تمایلات انسان بر می گردد، چرا بعضی اوقات بعضی از انسان ها ابعادی را که انسان متمایل به سمت آن است غیر اخلاقی میدانند و یا بالعکس.

با این تمثیل معلوم می شود که بایدهای تربیتی معطوف به بایدهای اخلاقی است و از این غایات کلان و عالی تربیت اخلاقی در قلمرو اخلاق بحث و بررسی می شود. هدف نهایی از تربیت اخلاقی در اسلام، افزایش مراتب و درجات قلبی در سایه معرفت الهی است تا شخص شایستگی لازم برای تقرب به خدا را پیدا کند. نخستین گام در کسب ارزش های سود مند، ارتباط، توکل و امیدوارتر بودن به درگاه خداوند متعال است. حتی وقتی میدانید که انتخاب درستی کردهاید، ممکن است در این نقطه قرار بگیرید؛ حتی احتمال دارد در نتیجهی یک تصمیم اخلاقی، شما یا تیمتان اثرات ناخوشایندی را متحمل شوید.

اخلاق نیکو شما را به سمتی خواهد برد که دوستدار کارهای خوب شوید و از انجام دادن آنها لذت ببرید. حال به پیروان هیچیک از این مکتبهای نقاشی نمیتوان گفت که: شما چرا این مکتب را دوست دارید و از آن پیروی میکنید؟ حال که به اهمیت رعایت اصول اخلاقی اشاره شد و مشخص گردید که بدون توجه به علم اخلاق هیچ جامعه ای به سرانجام حقیقی نخواهد رسید به بررسی ارتباط اخلاق و مدیریت منابع انسانی می پردازیم. زیرا اعتقادات را به دو گونه می توان مورد لحاظ قرار داد.

یعنی انسان منظومه ای از تمایلات دارد که برآیند این منظومه اخلاقی یا غیر اخلاقی بودن فعل را در منظر انسان معین می کند کما اینکه جامعه یک نظام تمایلات و یک نظام حساسیت های اجتماعی دارد که این نظام حساسیت ها در نهایت اخلاقی بودن و غیر اخلاقی بودن افعال را معین می کند. 6.توسعه طبیعی ظرفیت های انسانی ـ یا موجودات دیگر ـ که به اقتضای طبیعت آن موجود حاصل می شود معمولا رشد نامیده می شود. ما این مصیبت را به حساب خدا میگذاریم؛ او فرزندی خیرخواه، کارگزاری پرتلاش، شمشیری برنده و ستونی پابرجا و بازدارنده بود».

نتیجه این که هر چند عقل و فطرت ما را به پارهای از مباحث اخلاقی رهنمون میشوند، اما بدون شک ما از هدایت انبیاء و اولیای الهی و وحی خداوند بینیاز نخواهیم بود. انجام وظایف صنفی نیز دارای هنجارها و بایسته هایی است که از آن به اخلاق صنفی و حرفه ای یاد می شود. اصول کلى اخلاقى، چیزى جز قواعد پذیرفته شده رفتار اجتماعى و احکام ویژه اخلاقى نیز چیزى جز کار برد آن احکام در مواردى خاص نیستند. از دیدگاه بسیاری از متفکران و اندیشمندان غرب اخلاق مقررات اجتماعی غیر رسمی است بدین معنا که اگر مقرراتى را مجلس با تشریفات خاصى تصویب کند و مراجع صلاحیت دار قضایى ضامن اجراى آن شوند، آنگاه افراد با قانون سر و کار دارند و مسأله حقوق مطرح مىشود.

مثلا سخن از خوبی، بدی و درجه ارزش افعالی مانند صدق، کذب، توریه و علم آموزی و نیز هیآت و ملکاتی مانند شجاعت و غیرت و اخلاص و شفقت در حوزه اخلاق قرار می گیرد. 5.آیا اطلاق عنوان تربیت بر ایجاد تغییرات ناپایدار مانند رفتارهای خاص یا حالات عارضی و گذرا نیز صحیح است؟ تربیت در لغت از ماده «رب و» به معنای ایجاد رشد و زیادت یا از ماده «ر ب ب» به معنای سوق دادن به سمت کمال است . وقتی او ببیند والدینش اشتباهات دیگران را به راحتی می بخشند ، او هم یاد می گیرد که در آینده به راحتی از اشتباهات دیگران بگذرد.

1.تربیت بدون تردید به فرایند تأثیرگذاری بر دیگران و تلاش برای تغییر آنان گفته می شود. اجرای سیاست تسامح صفر در انتقال انتظارات رهبر از خود و دیگران مفید است. بی شک هر جامعه ای نظام ارزشی خاص خود را دارد. یعنی طبیعتا هر جامعه ای یک زیبا شناسی، نظام ارزشی و نظام تجزیه و تحلیل دارد که متناسب با آن برای امور ارزش گذاری می کند و اخلاقی بودن یک فعل در جامعه متناسب با نظام زیبا شناسی آن جامعه تبیین می شود. چون همین عمل که مطابق میل خاصی د ر انسان است و قاعدتا باید اخلاقی باشد با کلیت نظام تمایلات هماهنگی ندارد و غیر اخلاقی است.

دیدگاهتان را بنویسید