تعاریف کامل از اخلاق حرفه ای

عرض كردم عدى بن حاتم هستم ، آن حضرت برخاست و مرا به سوى خانه اش برد ، در مسير راه با اين كه مرا به خانه مى برد ، بانويى سالخورده و مستضعف با او ديدار كرد ، اظهار نياز نمود ، پيامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) به مدتى طولانى در آن جا توقف كرد و آن بانو را در مورد تأمين نيازهايش راهنمايى فرمود . در عظمت پیامبر اسلام همین بس که خداوند متعال در قرآن آن حضرت را با « یا ایها الرسول » و « یا ایها النبى » مورد خطاب قرار داده و او را به عنوان انسانى الگو براى تمام جهانیان معرفى می کند ، حضرت محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) به حق داراى اخلاقى کامل و جامع تمام فضایل و کمالات انسانى است.

«تربیت اخلاقی»، فرایند درونی سازی ارزشهای اخلاقی و شکلگیری پایدار شخصیت انسان بر اساس ویژگیهای انسان کامل است. سازمان از افراد تشکیل میشود، اما سازمان به منزلة شخصیت حقوقی هرگز جمع جبری اشخاص حقیقی نیست. 1. جنبة فردی: یعنی ویژگیها و خصوصیات فردی، ارزشهای مذهبی، ملاکهای شخصی، عوامل خانوادگی، باورها و اعتقادات و شخصیت از جمله عوامل تأثیرگذار بر اخلاق حرفهای از جنبة فردی هستند. مهمترین شرط پذیرش اعمال صالح آن است که با سنت الهی، موافق باشد و آن گونه که خدا خواسته، انجام گیرد و از بدعتها و آلودگیها پاکیزه باشد؛ از جمله آلودگیها، خودبینی و خودپسندی و تحقیر دیگران است.

در این میان به نكته مهم دیگری باید اشاره كرد وآن اینكه از نگاه قرآن كریم تنها اعمالی دارای ارزش اخلاقی و موجب تقرب انسان به سمت پروردگار هستند كه با انگیزه خداجویانه و برای رضای خدا صورت گیرد وگرنه صرف صورت عمل كه در قالب خاصی انجام شود، فضیلت محسوب نخواهد شد و نیت تقربب به حق از اساسی ترین معیارها برای ارزشمندی عمل به حساب می آید. بخش عمده ای از آنچه اخلاق اسلامی می نامیم، در واقع صورت تعدیل شده اخلاق جاری در میان قوم بوده است. ارزش ها(Value)، خواست و تمایل دایمی به سمت چیزهایی است که به خودی خود، خوب هستند و در واقع پاسخی است که ما به چراهایمان می دهیم.

همچنین، رویکرد، مبتنی بر «توصیف تعلیلی»50 موضوع است و در مسیر خود از معیارها و ابزارهای علمی و سنجشگر سود میبرد؛ اما نگرش، موضعگیری شخصی است و اساساً ناظر به حل مسئله نیست. موضوع علم اخلاق عبارت است از: صفات خوب و روش کسب آنها و صفات بد و راه زدودن آنها؛ این صفات خوب و بد از آن جهت که با افعال اختیاری انسان مرتبط هستند در علم اخلاق مورد نظر میباشند. چون معضل اخلاقی، یک مسئله است و برای حل اثربخش آن، نیازمند کسب تخصص و مهارت هستیم. هر کسی متناسب با تصور خود از یک فعالیت به آن میپردازد.

در مواضع فراوانی، بسنده کردن به شرح وظایف مواجهه حداقلی است و مسئولیت اخلاقی، فرد را به اقدام بیشتر و در مواردی همراه با فداکاری برمیانگیزد. دوم آنکه امروزه رویکردی استراتژیک به اخلاق حرفهای پیدا شده است و به همین دلیل مسئولیت معنوی شرکت به مدیران استراتژیست سپرده میشود؛ نه به واحد پرسنلی و نه حتی به مدیران اجرایی. پزشکی که فقط بیماری را تشخیص می دهد و برابر ضوابط نسخه می نویسد، تعهد اجتماعی خود را تا حدودی انجام می دهد ولی اگر سوالات او را پاسخ گفت و آموزش های لازم را در جهت بهبود زندگی بیمار و پیشگیری از شدت بیماری او داد و در کل انتظارات او را برآورد کرد، به مسئولیت اجتماعی خود نیز عمل کرده است و اگر به موازات همه ی اینها، به دنبال الگوها، مدل ها و ابزارهایی رفت برای برون رفت در حداقل زمان ممکن از مشکلی که می تواند گریبان گیر او در طولانی مدت باشد، و یا مثلا به خاطر رفع مشکلی حاد شبانه به بالین بیمار در منزل او هم می رود، در جهت انطباق اجتماعی عمل کرده است، مثل پزشکی که در واکنش به درد شدید ناشی از عمل جراحی بیمارش و انتظارات او برای کاهش فوری از شدت درد، که وظایف قانونی و حرفه ای و اخلاقی خود را در ارتباط با او به درستی انجام داده، برای اقدام متفاوت دیگری نیز در فکر و اندیشه و مطالعه است.

مسلماً فردی که فاقد صلاحیتهای اخلاقی شایسته از لحاظ فردی باشد، از معیارهای اخلاق حرفهای متناسبی نیز برخوردار نخواهد بود. صداقت، شفافیت و پرهیز از انگزنی باید جزء دغدغههای جامعه باشد، در این صورت اخلاق و امنيت و اعتماد در جامعه به وجود میآید. چنین بیانیههایی به صورت کالای تزیینی درمیآیند و در مواردی مانع ترویج اخلاق حرفهای در سازمان میشوند. منشور همانگونه که از معنای لغوی آن پیداست، چندوجهی است و هر وجه آن بیانگر خط مشی اخلاقی شرکت در قبال یکی از گزارههای ذینفع در محیط آن است: خط مشی اخلاقی شرکت در قبال مشتریان، خط مشی اخلاقی شرکت در قبال رقیبان، سهامداران، تأمینکنندگان، شهروندان، محیط زیست و برخی از سازمانهای اخلاقی، به جای تدوین منشور چندوجهی اخلاقی، به بیانیههایی متضمن چند شعار کلی و اصل عام اخلاقی بسنده میکنند.

به طور کلی اسلام برای تمامی ارتباطات آدمی، برنامه اخلاقی ارائه کرده است و این نمونه ای از جهان بینی اخلاقی است. تدوین سند جامع اخلاقی شرکتها که به روش پویا به صورت دو الگوی تلفیق منسجم رشتهها و چالش روشمند رهیافتهاست، راهحل مناسبی برای این معضل به نظر میرسد. اگر بپذیریم که تقرّب به خداوند در گرو پذیرش دین حقّ است، و اگر بپذیریم که پیش شرط پذیرش دین حقّ گشوده بودن امکان خردورزی آزاد و مستقل است، در آن صورت باید بپذیریم که گشوده بودن فضای خردورزی آزاد و مستقل در جامعه پیش شرط تقرّب به خداوند هم هست.

و روح تیره و پژمرده استعداد و امکان کمتری برای درک دقایق معنوی و تجربه بارقه های قدسی را دارد. 8. کد اخلاقی را باید تا جایی که امکان دارد ساده و صریح نوشت. چنین رهیافتی پیشینة طولانی در سنت شرقی و غربی دارد. در منابع اخلاق و آداب حرفهای، غالباً با اخلاق مدیران، اخلاق پزشکان و اخلاق مهندسان روبهرو میشویم؛ 2. رهیافتی که بر آن است منابع انسانی در کنار سایر مؤلفهها و عناصر، بخشی از هویت سازمانی است و رفتار اخلاقی منابع انسانی در گرو عملکرد اخلاقی سازمان است.

رهیافتی که سیستم را خارج از توصیف زیرسیستمهایی که آن را تشکیل دادهاند، توصیف و تبیین میکند و ارتباط بین آنها را ملاحظه نمیکند. هر بار که عملی را تجربه میکنیم یک قدم به ملکه نزدیک میشویم. فضیلتگرایی، یک رویکرد نیست، بلکه یک نوع موضعگیری و نهایتاً یک نوع نگرش48 است. در نظریه خودگروی توماس هابز، هر فردی همواره بر اساس نفع خویشتن عمل می کند، وی عقیده دارد که یک عمل تنها در صورتی صواب است که به نفع عامل باشد.

چهارم آنکه اخلاق سازمانی نه لزوماً فرد ـ وابسته و نه حتی سازمان ـ وابسته و نه محیط ـ وابسته است؛ بلکه عوامل فردی، محیطی و سازمانی در آن تأثیر دارد. رابرت, جی، آونز، رفتار سازمانی در آموزش وپرورش، ترجمه سلیمی. تو در قبال هر کسی باید همونطور رفتار کنی که خودش باهات رفتار میکنه پس اگه یکی با روی باز و با اخلاق خوب به سمتت اومد با بد اخلاقی جوابش رو نده چون ممکنه اونو از خودت ناراحت کنی و همین کار باعث بشه که ازت دور و دورتر بشه.

رفتار سازمانی درباره نحوه ی برخورد مردم، افراد و گروه ها در سازمان ها بحث می کند . تصور ناقص یا ابزارانگارانه مانع ترویج اخلاق در فرهنگ سازمانی میشود. بله، با آموزش تا حدودی می توان به مفاهیم اخلاق حرفه ای در کاربرد رسید. آن مقدار از عمل که توان دارید برگیرید. در این نوشتار، با تمسک به سرچشمه های اولیه شریعت مقدس ، تلاش بر این است به تحلیل و بررسی توجیهات و رهنمودهای دین در مورد ویژگی ها و تئوری نظام اخلاقی اسلام ونقش کاربردی آن در اکمال دین و به تعالی رساندن فرد مسلمان در رسیدن به کمال مطلوب و حیات طیبه قرآنی پرداخته شود تا تفاوت آن با نظام های اخلاقی دیگر که غالباً برای تأمین خوشبختی انسان و لذت بخشی به زندگی او تعریف می شوند، مشخص گردد چرا که این گونه نظام ها با به چالش کشیدن غایت گویا، به ثمره نظام اخلاقی خود نمی اندیشند و تنها وظیفه گرایی را شعار خود می دانند .

دیدگاهتان را بنویسید