تعریف اخلاق از دیدگاه دین اسلام چیست؟

اما وظیفه متخصصان فیلسوف اخلاق پزشکی، حتی هنگامیکه مشاور اخلاقی در بیمارستانها باشند، در حوزهای که همیشه وظیفه فیلسوفان بوده است، باقی میماند؛ یعنی آزمودن استدلالها ازلحاظ استحکام. متخصصان بالینی اخلاق پزشکی به این مسئله توجه دارند که کارورزیهای آنها در حوزه پزشکی، مسائل اخلافی معینی را برمیانگیزد که لازم است حلوفصل شوند تا آنها دست به عمل بزنند یا به دیگران در مورد چگونه عمل کردن توصیه کنند. یکی از عوامل مهم تنوع دیدگاهها در این بحث، پیش فرضها و باورهای هستی شناسانهی فلاسفه ی اخلاق است که پرداختن به آنها از مجال این نوشته خارج است، از اینرو همت خویش را به طرح مهمترین آنها و بررسی آنها بر اساس آیات قرآن، معطوف خواهیم داشت.

در عصر کنونی پرداختن به موضوع مورد بحث از اهمیّت ویژه ای برخوردار است چراکه قدرت­های بزرگ با توسّل به زور به کشورها حمله می کنند و عدهی زیاری را به خاک و خون می کشند و هدف خود را نیز تلاش در جهت بسط اخلاق و استقرار مفاهیمی همچون آزادی و دفاع از حقوق بشر معرّفی می کنند لذا لازم به نظر میرسد، برای دفاع از اخلاق و و محکوم کردن جنایاتی که به نام اخلاق در جهان معاصر صورت می گیرد، باید ملاک ارزش حقیقی افعال اخلاقی را به وضوح تبیین کرد تا از سویی اندیشه و عمل کسانی که به نام اخلاق شنیع ترین اعمال را انجام میدهند محکوم شود و از سوی دیگر بطلان نسبیّت اخلاق و نسبی نبودن ارزش های اخلاقی مشخّص گردد.

پیش از پرداختن به اصل موضوع و تبیین ملاک و ارزش گذاری فعل اخلاقی از دیدگاه مکاتب گوناگون اخلاقی به نظر لازم میرسد که ابتدا معنای واژه اخلاق و بحثهای مقدّماتی دیگر روشن شود، تا با نگاه باز و آگاهی لازم وارد بحث شویم. اگرچه هدف اصلی این تحقیق بررسی ارزشگذاری افعال از دیدگاه اسلام است اما لازم است تا ابتدا دیگر دیدگاهها را تبیین کنیم و با نقد و بررسی آنها، به کنه دیدگاه اسلام در این زمینه بیشتر و بهتر آشنا شویم. البته ممکن است فردی عقیده داشته باشد که ما وظیفه داریم رودخانهها را آلوده نکنیم، بنابراین حفاظت رودخانهها را بهعنوان نتیجه برخورداری از حفاظت اخلاقی در نظر میگیرند، اما این وظیفه بهطور واقعی رودخانهها را به خاطر چیزی مربوط به خودشان موردتوجه قرار نمیدهد.

موضوع دیگر دارای اهمیت آشکاری در اینجا است: آیا ممکن است یک شخص یا یک عامل، که عضو یک اجتماع اخلاقی بوده است، از عضویت در آن خارج شود؟ شخصیت یکپارچهای که اشخاص انسانی را دارای آن میدانیم، ممکن است متلاشی شود و افرادی که در مراحل پیشرفته بیماری آلزایمر هستند، اگر بهوسیله علائق افراد دیگر در حفاظت از آنها در این دایره شمول قرار نگیرند، ممکن است در معرض خطر قرار گیرند.

امّا اخلاق در اصطلاح فلاسفهی جدید غرب، غیر از مفهومی است که فیلسوفان و عالمان اخلاقی مسلمان و یا فلاسفهی یونان آن را اراده کردهاند، در عرف و اصطلاح فیلسوفان کنونی غرب، اخلاق، یعنی افعالی که از انسان صادر میشود و شایستهی مدح و تحسین است و یا به دیگر سخن، خوب و درست است، از دیدگاه فیلسوفان غرب فعل اخلاقی فعلی است که پس از تفکر و اندیشه و با اختیار انسان انجام میشود و در معرض قضاوت و داوری اخلاقی قرار میگیرد و ستایش یا نکوهش میشود، چنانچه عملی ارزشمند شناخته شد عمل اخلاق و اگر عاری از ارزش بود غیر اخلاقی گفته میشود.

اخلاق زیستی، بهعنوان بخشی از اخلاق عملی، در معرض مشکلی قرار دارد که به نظر بنیادی میآید. این مسئله که چه کسی یا چه چیزی بخشی از اجتماع اخلاقی است، مسئلهای مهم در اخلاق زیستی در رابطه با جنینهای انسانی، افراد همیشه در وضعیت نباتی، اعضای نسلهای آینده و طبیعت بیجان و حیوانات بوده است. بدون توانایی بسط دادن مفهوم «ارزش مستقل طبیعت»، دلیلی واقعی برای تلقیکردن کوهها، جنگلها و خاک بهعنوان بخشی از اجتماع بسط یافته اخلاقی نداریم. پافشاری کانت بر ارادی بودن عمل به مفهوم رعایت عقلانیت در عمل اخلاقی است، از همین رو برخی از پژوهشگران، نظریهی اخلاقی او را در زمره عقلگرایان قرار دادهاند.

در فصل اوّل به کلیّاتی پیرامون مفهوم شناسی فعل اخلاقی و تاریخچه موضوع پرداخته شده و در فصل دوم، مهمترین دیدگاه­های رایج در مورد ملاک فعل اخلاقی و از جمله شهودگرایی، احساس گرائی، حس گرائی مورد بررسی و نقد قرار گرفته است. در حال حاضر تصور عدهای بر این است که این برداشت استاندارد از اخلاق عملی، چیزهایی مانند روابط و احساسات شخصی را بهعنوان بخشهای اصلی چگونگی دیدگاه اخلاقی ما از قضایا ازنظر دور میدارد، اما دیگران عقیده دارند که میتوان باعث شد که این امور در دایره شمول اخلاق عمل قرار گیرند. اگر در این بررسی موضوع ملاک ارزش اخلاقی افعال، با یک رشته سیستم های اخلاقی روبرو می شویم که با یکدیگر اختلاف جوهری دارند، این به خاطر اختلاف پایهگذاران آنان در شناخت انسان است، و اختلاف دیدگاهها در شناخت، مایهی اختلاف در امور مربوط به ارزشهای اخلاقی شده است.

این وضعیت اکنون کاملاً تغییر کرده است؛ چراکه فیلسوفان خود را در موضوعات مربوط به مسائلی که توجه هنجاری به آن دارند غرق کردهاند، چه این موضوعات از پزشکی و بیوتکنولوژی ناشی شود و چه از تجارت، حقوق و امور اجتماعی و سیاسی زندگی. آر. پاتر» (V.R.Potter) به مسائل اخلاقی، اجتماعی و سیاسی اشاره دارد که بهطور عام از علوم زیستی منشأ میگیرند و بهطور مستقیم یا غیرمستقیم با بهروزی انسان ارتباط دارند. بهعلاوه ما در مورد نظریههای اخلاقی، که اصول اخلاقی ما در آنها ریشه دارند و بهوسیله آنها این اصول را توجیه میکنیم، موافقت نداریم. به بیان دیگر، همهی انسانها دربارهی رفتار و اعمال خود و دیگران داوری میکنند پارهای از افعال را نیک و پارهی دیگر را بد مینامند، چنان که انسانها را گاه نیک و گاه بد میشمارند، آنچه در این نوشتار مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت، این است که بدانیم انسانها با چه میزانی و معیاری دست به این قضاوتها میزنند و خوب و بد انسان و یا انسانهای اخلاقی و غیراخلاقی را از یکدیگر باز میشناسند؟

دغدغه اخلاق رشد و تعالی بشر است. اخلاق و تربیت، بشر را در تمام ساحت های وجودی، زیبا و ستودنی می خواهد. افعال طبیعی، افعال عادی است و انسان به موجب این افعال مورد ستایش و سرزنش واقع نمیشود، مثلاً انسان گرسنه میشود و غذا میخورد، تشنه میشود و آب میآشامد، کسل میشود و میخوابد، یک کسی به او اهانت میکند یا میخواهد حقش را برباید و از حق خودش دفاع میکند، اینها را فعل طبیعی یا کارهای عادی و طبیعی میگویند که حیوانها هم در این کارها با انسان شریکند، ولی بعضی کارهای دیگر هست که مافوق کار طبیعی است و فراتر از فعل حیوانی قلمداد می شوند؛ مثل شکر و سپاس گزاری، اگر انسان از شخص در یک موقعی احسان دیده است در یک فرصت مناسب به نوعی در مقابل احسان او سپاسگزاری کند، حال یا سپاسگذاری لفظی و یا عملی، مثلاً هدیهای برای او فرستد، بدون آنکه هیچگونه اجبار و الزامی به این کار داشته باشد، این را یک عمل اخلاقی میگویند و به طور کلی فعل اخلاقی را می توان خدمتهایی دانست که انسان صرفاً با انگیزهی احسان و نوع دوستی به بشر انجام می دهد بدون آنکه چشم داشتی از آن داشته باشد.

آن گاه فرمودند: هر که کار نیک کند و آن را پنهان دارد، چندی نمیگذرد تا خداوند نیکی او را برملا میسازد. اما بایددر نظر داشت که تبیین هر نوع نظام اخلاقی در گرو شناخت انسان است و تا پایهگذار یک سیستم اخلاقی، شناخت درستی از انسان نداشته باشد نمیتواند ارزش را از ضد ارزش تمیز دهد و گزارههای سعادت آفرین را از گزارههای بدبختیزا جداسازد، زیرا هدف از نظامات اخلاقی تبیین راه سعادت و خوشبختی او است. چون معضل اخلاقی، یک مسئله است و برای حل اثربخش آن، نیازمند کسب تخصص و مهارت هستیم.

دیدگاهتان را بنویسید