تفاوت فلسفه اسلامی و غرب، مثل غذای ایرانی و چینی است

طبق این نظریه که پیروان ابنرشد مبلغ آن بودند، این 2 راه که پیشتر عرض کردم، هیچ ارتباطی با همدیگر ندارند. با این وصف اگر پذیرفته شود که در صدر اسلام با پدیده بیحجابی برخورد الزامآور یا بازدارنده نمیشده است تنها نتیجه آن، عدم لزوم مداخله حکومت است نه عدم جواز آن. زيرا تنها ترغيب و تشويق نيازمندان برای احياء اين سنت متروكه كافی نبوده است . غربیها -مثلا ژیلسون- یکی از علل جدایی فلسفه و حکمت از دین را ابنرشد میدانند، برای اینکه نظریهای به نام «حقیقت مضاعف یا دوگانه» را به او نسبت میدادند -میدانید که مکتب ابنرشد 2 قرن در دانشگاه پاریس -که مرکز اروپا بود- حاکم مطلق بود.

این، آن معنویاتی است که نظام اسلامی، جامعه اسلامی، مسؤول اسلامی، مدیر اسلامی، نسبت به آن مسؤول است. یعنی از زمانی که نظام دانشگاه به وجود آمد دیگر آنها پی کار خود رفتند! آیا ایشان در مقام یک فیلسوف، نظام فلسفی، یا ابداعی داشته است یا خیر؟ کیفیات ذهنی یا چگونگی های اندیشه همانجور که از نامش پیدا است، چگونگی آزمودن حالات ذهنی است. روزه تمام دستگاه های بدن، بافت ها، رگ ها، غده ها، اعصاب، اجزای بدن، روده ها و شرایین را از خستگی بیرون می آورد، زیرا در اثر عملیات مداوم و شبانه روزی، قسمت های مختلف بدن، سست و ضعیف می گردد.

، بنده خدا تمام زندگی خود را صرف این کار کرد، حتی ازدواج هم نکرد! در این مورد توضیح میدهید؟ نوآوریهایی در فلسفه دارد، در مورد خیلی مسائل اظهار نظر کرده است. در غرب فلسفه زنده است، ببینید در مورد هر مسالهای در فلسفه جدید غرب چهقدر کتاب تالیف میشود! فرمودهاید دوره کنونی در فلسفه، دوره فترت فلسفه اسلامی به حساب میآید، چرا که فلسفه غرب به شدت در مقابل آن ایستاده است. اگرچه اکثر خانم های ایرانی بدحجاب، بی عفت نیستند اما واقعیت این است که پیام بدحجابی در نگاه مردان به بی عفتی معنا می شود و کوچکترین بی احتیاطی از طرف زنان بدحجاب به معنای بی عفتی نزد مردان تعبیر می شود.

اما در دوره جدید، این دو از هم فاصله گرفتند. مرحوم سید جلال آشتیانی حکیم است، ایشان سهم بسیار زیادی در معرفی متون دارد، یعنی متون بسیار زیادی را -در یک دوره فترت عجیبی- معرفی کرده است. فرق آشتیانی با دیگران در این بود که به عرفان، علاقه زیادی داشت. ملاهادی سبزواری هم همینطور، مکتب اصفهان که در زمان قاجاریه بود، آقا ملا علی نوری هفتاد شاگرد تربیت کرد، پسر ایشان ملا حسن نوری نیز همینطور شاگردان زیادی را تربیت کرده است، آقا علی مدرس شاگرد ایشان بود که به تهران آمد.

آن گاه باید قوانین را با توجه به اجزاى فضیلت انسانى بررسى کرد، نه بدان گونه که امروز رایج است. حکمای پیش از سقراط را در نظر بگیرید، اینها یک سوال خیلی اساسی داشتند، – مثل اینکه ارسطو به سوال توجه نکرده است! و البته در مسیر یافتن میزان تفاوت تعریف قراردادی و تعریف تحلیلی واژه «باحجاب» میزان تفاوت تعاریف بیان شده در «قرآن ودیدگاه مفسران و امامان شیعه» بادیدگاه و آراء بیان شده از سوی مراجع تقلید بسیار قابل توجه مینماید. ولی فلسفه چنین وضعی ندارد، نه تنها در تعریف آن در میمانیم بلکه حتی هیچگاه نمیتوانیم بگوئیم در چه مقطعی از تفکر فلسفی هستید.

و حتی یکبار هم از او اسم نبردهاند! بعضی از حکمای ما ضد عرفان هستند، من اسم نمیبرم ولی بعضی از استادان ما اصلا عرفان را قبول نداشتند! آدمی که از زیر بار یک ماه تمرین و ریاضت و ممارست باید بیرون بیاید، برای مدتی بیمه است.حالا با این تعبیری که میگویم، معانی بعضی روایات را میفهمید. دلیل دیگر اهمیت ابنرشد در غرب، این است که برخلاف ابنسینا، یک ارسطوی خالص و ناب را آورده است، یعنی هیچ چیزی از ارسطو کم و زیاد نمیکند.

محمدتقی جعفری چون معناداری جهان هستی را لازمه معنادار بودن زندگی انسان می­داند، در یک تقسیم عقلی معنادار، این­دو را با یکدیگر اثبات می­کند. پروا پيشگي هميشه بر انسان حاكم بوده است. پس اکنون بر آن هاست که این سرزمین و مسکن خود را در حکم مادر و دایه بدانند و آن را از حملات دشمن حفظ کنند و سایر مردم شهر را مانند برادر تلقّى نمایند; زیرا آنان نیز از شکم همین زمین بیرون آمده اند. و آیا برای طلاب علوم دینی در انجام این وظیفه وجوب کفائی هست؟ برای ایجاد این تفکیک باید یک تئوری درباره ی معنا داری داشته باشیم.

این مکتب خیلی تاثیرگذار بود به دلیل اینکه پیروان آن معتقد بودند که 2 راه برای رسیدن به حقیقت وجود دارد، یکی راه دین و دیگری فلسفه است و این دو هیچ ارتباطی با همدیگر ندارند، بلکه موازی هم هستند. در کتاب فلسفه ای برای زندگی ، اروین نمایش خلاقانه ای از مکتب رواقی ارائه می دهد و نشان می دهد که چگونه این فلسفه باستانی هنوز می تواند ما را به سمت زندگی بهتر سوق دهد. این معرفی ابنرشد محض باعث که مکتبهای دیگر مثل شکاکیت، مکتب رواقی و مکتبهایی که اصلا وجود نداشت و در خفا بود، در غرب احیا بشود.

مدیرکل تبلیغات اسلامی استان بوشهر گفت: عفاف و حجاب ریشه در مبانی دینی ما دارد و مطمئناً رعایت این اصول به نفع جامعه است. برای ما هم تا یک دورهای بوده است، اما تاسیس دانشگاه باعث شد که قشر قدیم پی کار خود بروند! آتش در این دنیای عناصر اصل است- برای اینکه رمز «لوگوس» است. خداوند در بیان فلسفه ازدواج در سوره روم آیه 21 می فرماید: یکی از آیات الهی این است که برای شما از جنس خودتان همسری را آفرید تا با او انس بگیرید و آرامش پیدا نمائید و در بین شما دوستی و مهربانی قرار داد و در این امر برای افرادی که اهل تفکر باشند آیات و نشانه هایی وجود دارد.

9. هر فعلی به کمال انسانی نمیانجامد بلکه افعال خاصی این ویژگی را دارند. به هر صورت ممکن است ابداعی در فلسفه داشته باشد، ولی من ندیدهام. عرف مجموعه قواعدی بود که جامعه به صورت سنتی آن را پذیرفته بود و موجبات انتظام اجتماعی را فراهم میآورد؛ زمانی که جوامع به سوی متمدن شدن گام برداشتند و از حالت کومون درآمدند، به مرور مفهوم عرف نیز تبدیل به مفهوم قانون شد. زمانی که با روزه گرفتن گناه ترک می شود، مادیات ناچیز شمرده می شود و روزه در تمام اعضاء و جوارح اعمال می شود.

نهرو مىگوید: «متاسفانه این رسم ناپسند کم کم یکى از خصوصیات جامعه اسلامى شد و هند نیز وقتى مسلمانان بدین جا آمدند آن را آموخت.» به عقیده نهرو حجاب هند به واسطه مسلمانان به هند آمده است ولى اگر تمایل به ریاضت و ترک لذّت را یکى از علل پدید آمدن حجاب بدانیم باید قبول کنیم که هند از قدیم ترین ایام، حجاب را پذیرفته است، زیرا هند از مراکز قدیم ریاضت و پلید شمردن لذّات مادى بوده است. حالا ارسطو چهطور فهمیده است که این عناصر مادی بوده است! درست است که حکمت نیست و در موارد جزئی ممکن است حکمت داشته باشد، ولی حکیم کسی است که در کل حکیم باشد.

میگویند ملاصدرا از کسی به نام «ابنرشید» نام برده است، در حالیکه ابنرشید شخص دیگری بوده است. ما در همین تهران در محضر استادانی درس خوانده بودیم که آنها شاگرد شاگردان حکمای بزرگ بودند، اما با دانشگاه ارتباطی نداشتند، کسی هم آنها را نمیشناخت! یادآوری گذشته ها در حضور یکدیگر می تواند روابط فعلی زوجین را به نوعی تقویت کند ، زیرا توقعاتی که از هم داشته اند و الهام بخش آنها در تصمیم به ازدواج بوده است در ذهنشان تجدید می کند . در واقع ماه رمضان تمرین تقویت اراده است. آدمى با روزه دارى كه امساك از خوردن و آشاميدن و خوددارى از برخى چيزهاي ديگراست، در واقع با خواهش هاى نفسانى مي جنگد و در برابر غريزه هاى كم ارزش خود مقاومت مي كند و جان را از قيد حكومت و سلطه هوس ها و خواهش ها مي رهاند.

در واقع خداوند انسان را به گونهای آفریده که بدون جنس مخالف ناقص است و با جنس مخالف کامل میشود. بارون دو مونتسکیو (از متفکران سیاسی فرانسه در کتاب روح القوانین می نویسد): قوانین طبیعت حکم می کند زن خوددار باشد زیرا مرد، با تهور آفریده شده و زن نیروی خودداری بیشتری دارد بنابراین، تضاد بین آنها را می توان با حجاب از بین برد و براساس همین اصل، تمام ملل جهان معتقدند که زنان باید حیا و حجاب داشته باشند. یعنی سعی میکردند تمام کثرات عالم را به یک مبدا برگردانند.

دیدگاهتان را بنویسید