جنگ خاموش آب بین ایران و افغانستان

دولت پاکستان ناگزیر بود در هر سیاستی که در قبال جنگ ایران و عراق اتخاذ میکرد جایگاه قابل توجه جمهوری اسلامی ایران در افکار عمومی، به ویژه در نزد احزاب و گروههای شیعی را در نظر بگیرد. درخصوص میزان تأثیرگذاری انقلاب اسلامی بر جامعه پاکستان میتوان به این نکته اشاره کرد که پس از اشغال سفارت امریکا در تهران، پاکستان دومین کشوری بود که سفارت امریکا در آن مورد هجوم قرار گرفت آنچه در پاکستان به فاصله کمی پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران رخ داد برخی را به این باور رساند که پاکستان، حلقه دوم انقلاب اسلامی است. این تهدید نیز در قبال اخذ امتیازات بیشتری برای مهاجران افغان انجامیافته و قطع روابط تجاری دو طرف با حجم دو میلیارد دلار در سال بهعنوان ضمانت اجرای آن تلقی شده است. در چارچوب دکترین کارتر، ایالات متحده متعهد شد از کشورهای عرب حوزه خلیج فارس در برابر تهدید ایران یا هر کشور دیگری دفاع کند و نیروی واکنش سریع آمریکا برای دفاع از کشورهای مزبور در منطقه خلیج فارس مستقر شد. حضور این افراد و یا سفرشان به کشورمان امری بسیار عادی و معمولیست کمااینکه هماکنون دهها نفر از آنها در کشورهای دیگر حضور دارند و اقدام سیاسی هم میکنند اما آن دولتها اعلام می کنند اجازه هیچ حرکت جنگطلبانهای را به این افراد نخواهد داد.

جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، از بعد اقتصادی، فرصتهای مطلوبی را در اختیار دولت پاکستان قرار داد. اقدامات دیپلماتیک شورای همکاری خلیج فارس باعث شد که شورا به دو هدف زیر دست یابد: نخست، این که دولت های عرب خلیج فارس خود را در وضعیتی دیدند که از هر دو طرف درخواست کردند با استفاده از فرصت های موجود اختلافات خود را بر اساس برابری حل و فصل کنند. این حمله فورا با بسیج عمومی و تقسیم تیمهای نظامی میان مرزهای شمالی و جنوبی همراه میشود که در واکنش به حمله یاد شده انجام میگیرد و تیمهای نیروهای ذخیره نیز آمادگی لازم را کسب میکنند. از سویی کشورهایی همچون آمریکا و کشورهای عرب حامی عراق حاضر به اعطای هرگونه کمک مالی و نظامی به پاکستان بودند تا این کشور به نفع عراق در این جنگ مداخله کند. در این رابطه دولت پاکستان سیاست بسیار پیچیدهای را در پیش گرفت تا بتواند روابطش را به نوعی با همه این کشورها حفظ کند. به جز مسئله افغانستان، مسئله دیگری که روابط نزدیک پاکستان با کشورهای عرب خلیج فارس را به دنبال داشت موضوع حضور نیروهای نظامی پاکستان در این کشورها بود.

این موضوع پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران تا حد زیادی تقویت شد. پیروزی انقلاب اسلامی ایران آثار عمیقی در داخل پاکستان بهجای گذاشت و مردم این کشور، توجه و علاقهمندی خاصی نسبت به این موضوع از خود نشان دادند. پیروزی یک نظام اسلامی در ایران با فرهنگ اسلامی مردم پاکستان همخوانی داشت . این در حالی بود که بر مبنای گزارشهای اوزلی، موریه و گاردن، حکومت قاجار توان پافشاری بیشتر بر موضع خویش را داشت. شکستهای پیدرپی ایرانیها از روسیه در چندماه منتهی به بهار 1228/1813، شاه و هیئت حاکمة تهران و تبریز را بر آشفته بود. در عین حال ، آنچه در این اوضاع روی داد، بروز تنش در مناسبات امریکا و عراق بود که منشأ آن نگرانی از افزایش توان نظامی عراق و تهدیدهای عراق و اسرائیل بر ضد یکدیگر بود. نمونه دیگری از این تأثیر، اعتراض گسترده مردم، مطبوعات و احزاب پاکستانی به استقرار ناوهای جنگی آمریکا در بندر کراچی در سالهای پایانی جنگ تحمیلی بود که دولت وقت آن کشور را با محذورات فراوانی مواجه کرد. اما جنگ بین عراق و ایران، وضعیت غامضی را در برابر حکومت پاکستان قرار داد. اما دولت ایران همچنان از تأیید و قبول قطعنامه امتناع ورزید و سه روز پس از تصویب قطعنامه، در 12 آبان 1362/ 3 نوامبر 1983 در جبهه شمالی به پَنْجوین حمله کرد و عراق نیز حمله به مناطق مسکونی را شدت بخشید.

اما دولت انگلیس نیز نقش موثری را در طول جنگ تحمیلی در حمایت از صدام ایفا کرد. به عبارت دیگر، کشوری مانند آمریکا هم که منافعش مستقیماً با جنگافروزی و فروش سلاح تأمین میشود، ترجیح میدهد وارد جنگی نشود که در آن متحمل تلفات زیادی شود، چراکه چنین جنگی دقیقاً همان منافع اساسیاش را به خطر میاندازد. از سوی دیگر دولت ایران نیز برای اینکه نظر مساعد پاکستان را داشته باشد یا حداقل مانع از گرایش آن به اردوگاه رقیب شود حاضر به دادن امتیازات اقتصادی به این کشور بود. در صورتی که عربستان سعودی یا امارات متحده عربی به طرفداری از عراق، در جنگ مداخله میکردند نیروهای پاکستانی، تحت امر فرماندهان این کشورها ناگزیر از رویارویی نظامی با ارتش ایران میشدند؛ وضعیتی که اصلاً خوشایند دولتمردان و مردم پاکستان نبود و این کشور را بر سر دو راهی سرنوشتسازی قرار میداد. در این راستا، عربستان سعودی و دیگر کشورهای عرب، کمکهای مالی در خور توجهی را در اختیار دولت پاکستان قرار میدادند. بیش از 30 هزار نفر از نظامیان پاکستانی در رده تخصصی در ارتش کشورهای عربستان سعودی، امارات متحده عربی و عمان، تحت فرماندهی فرماندهان این کشورها خدمت میکردند.

دیدگاهتان را بنویسید