دکتر سید محسن میرباقری

ابن مسکویه می نویسد: خُلْق همان حالت نفسانی است که انسان را به انجام کارهایی فرا می خواند بی آن که نیاز به تفکر و اندیشه داشته باشد، و آن بر دو گونه است: یکی آن که طبیعی و فطری است، مثل انسانی که با اندک چیزی غضبناک می شود و با اندک سببی به هیجان می آید، و مثل انسانی که از شنیدن کم ترین صدایی می ترسد و با اندک چیزی محزون می گردد.

4- شوخ طبعی: یکی دیگر از عوامل خوش اخلاقی، داشتن روحیه شوخی و مزاح است. اگر بخواهیم در ظاهر انسان خوش اخلاق و خوش برخوردی باشیم، یکی از راه های اساسی آن این است که رزایل اخلاقی را از درون خود بپالاییم، تا درون انسان پاک و زلال نباشد، آبی که از چشمه وجود او می جوشد، زلال و شفاف نخواهد بود. 3 ـ چرا باید متخلق به اخلاق نیک شد؟ با انتشار کتاب مبانی اخلاق جورج ادواردمور زده شد.

بیگمان انسانهایی که اخلاق زیبا و پیامبرگونه دارند، همگان شیفته و دلباختهٔ آنها میشوند. مردم به طور کلی میخواهند برای رهبرانی کار کنند که میبینند صادقانه عمل میکنند. وجود رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) براى همه مردم مایه رحمت بود و هیچ کس را به سبب رنگ و جنس از شمول آن مستثنى نمی کرد . واژه فلسفه همواره در برابر سفسطه به کار می رفته و اسم عامی برای همه علوم حقیقی تلقّی می شده است. اخلاق توصیفی که نام فلسفه اخلاق بر آن نهاده شده است، بیانگر دیدگاهی خاص در زمینه مسائل اخلاقی است که به توصیف نظرگاه های اخلاقی فرد، ملیت یا مکتب خاص می پردازد و در این کار از شیوه های ویژه ای پیروی می کند، مثلاً مسائل اخلاقی را از دیدگاه اسلام یا مسیحیت بررسی می کند؛ گزاره هایی مانند «عدالت خواهی خوب است»، «دروغگویی بد است»، «کمک به مستمندان وظیفه ماست» و «سقط جنین ناصواب است» بیانگر این توصیف است.

زمانی که انسانها درختِ اخلاق نیکو را در سرزمین دلهای خود غرس کنند و آن را با لبخندهای زیبا و قشنگ آبیاری کنند، آنگاه میتوانند خود و دیگران در زیر سایهٔ آن احساسِ سکون و آرامش کنند و از میوههایش بهرهور شوند. این رهبران هرگز در رفتارشان بین دیگران فرق نمیگذارند. نگرش توحیدی باعث می شود که ما بسیاری از کینه هایی که نسبت به دیگران داریم فراموش کنیم، دشمنی ها را کنار بگذاریم، اهل گذشت باشیم و بدی های آنان را به دل نگیریم، هرگز با کسی خشونت نورزیم، به خاطر خداوند، درشتی آن ها را تحمل کنیم، با بردباری و مدارا با همگان رفتار نماییم و خوش اخلاق باشیم.

اخلاق سلسله مراتبی از غایات خرد تا غایات کلان اخلاقی را جستجو می کند و تربیت سلسله مراتبی از پیش نیازهای نیل به غایات اخلاقی و راه تحصیل آنها را نشان می دهد. مسأله دوم این است که رسالت پیغمبر این بود که راه صحیح پرستش را که در دین مقدس اسلام و در قرآن کریم بیان شده، به مردم تعلیم دهند و به این وسیله، ظلمتها، ابهامها و گمراهیها را از جامعه انسانی بزدایند. انسانها هر قدر اخلاقشان زیباتر و نیکوتر باشد، جای بیشتری در دلهای دیگران برای خود باز میڪنند و مردم را مجذوب و مفتون خود میسازند.

14-به دیگران زیاد اعتماد می کنن. لذا برخی از حکما و فلاسفه، علم اخلاق را عبارت از «علم زیستن» یا علم «چگونه زیستن» دانسته اند و ابو علی سینا علم اخلاق را به علمی تعریف نموده است که وظایف و تکالیف انسان را نسبت به خویشتن مورد بحث و گفت وگو قرار می دهد. اگر چه همواره مسائل اخلاقی مورد توجه عالمان دین و مسلمانان بوده و آثار ارزشمند و ماندگاری در این زمینه از سوی اندیشمندان دینی تدوین یافته است، ولی با همه تلاشهایی که در حوزه اخلاق انجام پذیرفته، در مقایسه با سایر مباحث و معارف اسلامی، کار چندان زیادی صورت نگرفته است؛ به خصوص در حوزه «فلسفه اخلاق» دیدگاه های مذهبی همچنان مکتوم مانده است.

در واقع با ورود به حوزه مسئولیت اجتماعی، یک چارچوب اخلاقی به آن اضافه می شود. میل جنسی مردها بیشتر از زنان است و زودتر از زنان تحریک جنسی می شوند ولی تحریک جنسی در زنان نیاز به مراحل پیچیده تری دارد . اولین لحظه ملاقات از اهمیت فوق العاده اى برخوردار است، به نحوى که موفقیت یا شکست در امر دوست یابى به آن بستگى دارد. برخی در تعریف آن گفته اند: فلسفه اخلاق، شناخت برترین (Math ethics) است؛ این که خوبی چیست، بدی کدام است، دادگری چیست و ستمگری کدام است؟

فلسفه اخلاق، بررسی و تحلیل عقلانی گزاره های اخلاقی، تبیین و تحلیل مفاهیم، بررسی معیارها و هدفمندی تبیین مبادی عمل اخلاقی و روشن نمودن رابطه بین اخلاق و دین، اخلاق و اعتقاد و مسائل و موضوعات مشابه است. لطفا، نظریه یا به عبارت بهتر استراتژی رویکرد مبتنی بر اخلاق اجتماعی را توضیح دهید؟ از چند هزار سال پیش تا کنون فلاسفه توافق نظری بر روی آن پیدا نکرده اند! نوشتار حاضر، کوششی است ـ هر چند ناچیز ـ در همین جهت.

دانشمندان، علم اخلاق را در معانی متفاوتی به کار برده اند؛ هر چند که هر یک به نحوی به معنای لغوی آن بر می گردد. برای از بین بردن هنجارهای نامناسب در جامعه و پیاده کردن اخلاق اجتماعی نیازمند یک عزم همگانی هستیم. بنابراین، رعایت حقوق و کرامت انسانها، و گشوده کردن فضای خردورزی و انتخاب آزادانه، گشودن درهای معنویت و راهای تقرّب به خداوند است. ولی باید توجه داشت که شوخی کردن رفتار بسیار ظریفی است که اگر مناسب نباشد تأثیر معکوس می دهد. پس باید در شوخی ها به شخصیت فرد لطمه وارد نشود و احترام او کاملا حفظ شود و شخصیت و وقار فرد شوخی کننده نیز تضعیف نگردد.

در چنین مواردی اگر نسبت به آن لغزش چشمپوشی نشود و شخصیت و کرامت فرد مورد بی مهری و اهانت قرار گیرد، خواسته یا ناخواسته او را در مسیر جسارتها، برخوردهای غرض آلود و لغزشهای عامدانه سوق میدهد. و بسته شدن باب روابط انسانی “من-تو” تجربه های معنوی را نیز دچار بحران می کند. به عبارت دیگر جدی بودن زیاد سبب سرد شدن روابط می شود، بنابراین گاهی هم شوخی و مزاح لازم است. در حدیثی از امام کاظم علیه السلام آمده است: «اِیّاکَ وَ الْمِزاحَ فَاِنَّهُ یَذْهَبُ بِنُورِ ایمانِکَ؛ از شوخی بپرهیز که نور ایمان را از دلت می برد.» کلام آخر اینکه زیاده روی در مزاح، شخصیت آدمی را خدشه دار می کند.

در میان روایات نیز مباحث بسیار ارزنده و عمیقی در ارتباط با بحث فلسفه اخلاق به چشم می خورد. در برابر این نظریه شیطانی ،خردمندان عالم ،دانشمندان دلسوز ، سیاستمداران مردمی و ادیان الهی اتفاق نظر دارند که اخلاق و سیاست ارتباطی بنیادین و ناگسستنی دارند و سیاستی که از اخلاق فاصله بگیرد شیطانی است . اگر کسى تصمیم بگیرد حداقل به مدت چهل روز در برخورد خود نسبت به اطرافیان تجدید نظر نماید و در این مدت باروئى گشاده، لبى خندان و رابطه اى صمیمى برخورد نماید، نرم و زیبا سخن بگوید، قطعا نتایج خوبى خواهد گرفت.

حال با توجه به اینكه كمال نهایی انسان وصول به مقام قرب الهی است، در نتیجه هر فعل و صفتی كه انسان را در رسیدن به این مرتبه یاری كند و سبب ارتقاء انسان در مراتب قرب پروردگاری باشد و یا زمینه را برای سیر الی الله فراهم نماید، فضیلت محسوب می شود. گاهی واژه اخلاق فقط در مورد فضایل پسندیده و نیک به کار می رود. در سيره عملى پيامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) صدها نمونه از اخلاق نيك و زيبا وجود دارد كه هر كدام نشانگر قطره اى از اقيانوس عظيم حسن خلق آن حضرت است ، همان گونه كه خداوند با تعبير « و انك لعلى خلقعظيم ؛ و همانا تو اخلاق عظيم و برجسته اى دارى » به اين مطلب اشاره فرموده است .

دیدگاهتان را بنویسید