رمان عاشقانه: معرفی و دانلود برترین رمان های عاشقانه ایرانی – مجله صورتیها

این اشعار اگرچه در همه موارد برای برادر همخون سروده نشده اما نشان از مهر و برادری دارد. به راستي اگر بخواهيم موارد تاثر يا اقتباس همه نويسندگان و شاعران تازي و پارسي را يك به يك نشان دهيم سخن دراز مي شود اگر پژوهنده اي بخواهد تمام موارد تاثر و اقتباس شاعراني چون ناصر خسرو ، سنايي ، عطار ، مولوي ، سعدي و حافظ را ارائه بدهد بايد درباره هر كدام كتابي كلان بپردازد . شاملو از آن پس از انزوا بیرون میآید و دفترهای جدید شعر او چون “دشنه در دیس”، “ابراهیم در آتش”، “كاشفان فروتن شوكران” و “ترانههای كوچك غربت” توجه او را به مسایل اجتماعی و به خصوص مبارزه مسلحانه چریكی شهری در سالهای پنجاه نشان میدهد.

در روزگاری كه به قول شاملو لبخند را بر لب جراحی میكنند و عشق را به قناره میكشند (ترانههای كوچك غربت) چهره نمایی عشق به یك زن واقعی در شعر او غنیمتی است. میخواهد اینبار زن سهم خود را از تاریخ بستاند. میخواهد دقیقهها و ساعتها و کل تاریخ را از نرینگی درآورد و به آن جامه زنانه بپوشاند. این مسأله هر چند به شعر نیما در مواردی لطمه زده و مانع فهم و درک آن شده، اما تا حد زیادی طبیعی است.

نیما در منظومه “افسانه” به تصویر پردازی عشقی واقعی و زمینی مینشیند: عشقی كه هویتی مشخص دارد و متعلق به فرد و محیط طبیعی و اجتماعی معینی است. در اینجا عشق یك تجربه مشخص است و نه یك خیال پردازی صوفیانه یا مالیخولیایی رمانتیك. توجه به “مشخص” و “فرد” و “نوع” و پرورش شخصیت به جای تیپ سازی. اما میتوان آنرا به علت همین مرزبندیها، یکسره در ردیف شعرهای عارفانه جای داد. بام ملکوت را معراج عشق قرار داد و شهوت را جایی که باید به آن سقوط کرد و اما چرا گلخانه؟

مرد صوفی باید از لذتهای جسمانی دست شسته، تحت ولایت مرد مرشد خانه دل را از عشق به خدا آكنده سازد. مولوی عشق را به دو پاره مانعه الجمع روحانی و جسمانی تقسیم میكند. بنابراین نظر، دو دلداده چون دو پاره ناقص انگاشته میشوند كه تنها در صورت وصل میتوانند به یك جز كامل و واحد تبدیل شوند (تعابیری چون دو نیمه یك روح، زن همزاد و دو پاره یك واقعیت كه سابقاً ذكر شد از همین بینش آب میخورند) به اعتقاد من عشق (مكملها) در واقع صورت خیالی نهاد خانواده و تقسیم كار اجتماعی بین زنان خانه دار و مرد شاغل است و بردگی روحی ناشی از آن جز مكمل بردگی اقتصادی زن میباشد و عشق آزاد و برابر، اما پیوندی است كه دو فرد با هویت مجزا و مستقل وارد آن میشوند و استقلال فردی و وابستگی عاطفی و جنسی فدای یكدیگر نمیشوند.

در واقعیت مرد ستمگر است و زن ستم كش ولی در خیال نقشها عوض میشوند تا این گفته روانشناسان ثابت شود كه دیگر آزاری آن روی سكه خودآزاری است. مردان جسور به مبارزه انقلاب روی میآوردند و چون آبایی معلم تركمن صحرا شهید میشوند و وظیفه دخترانی چون گل كو به انتظار نشستن و صیقل دادن سلاح انتقام آباییها شمرده میشود. در شعر معروف “پریا” (1332) نیز زنان قصه یعنی پریان را میبینم كه در جنگ میان مردان اسیر با دیوان جادوگر جز خیال پردازی و ناپایداری و بالاخره گریه و زاری كاری ندارد. به عبارت دیگر شاملو هنوز در ركسانا خود را از عشق خیالی مولوی و حافظ رها نكرده و به جای اینكه در زن انسانی با گوشت و پوست و احساس و اندیشه و حقوق اجتماعی برابر مردان ببیند، او را چون نمادی به حساب میآورد كه نشانه مفاهیم كلی چون عشق و امید و آزادی است.

فصل ول گردی در کوچه زن. صدها تصویر بر باد رفته فصل زندگی زنان را در شعرهایش به نمایش در میآورد. وی همچنین از معدود شاعرانی محسوب می شود که در بیان شاعرانه خود افکار فلسفی و تجربه های عرفانی را به نمایش گذاشته است. شاید رابطه فوق را بتوان متاثر از بینشی نسبت به پیوند عاشقانه زن و مرد داشته و هنوز هم دارد. در این جغرافیای مردانه، تار موی سبیل مرد عشیرهای مساوی است با فریاد هزاران زن.

تار موی پیرزنی را میبیند و از بهای آن میپرسد. از بهای جسم بیوهزن و پستانهای افتادهاش میپرسد. در آیدا چهره زن بازتر میشود و خواننده در پس هیات آیدا، انسانی با جسم و روح و هویت فردی میبیند. و زن معشوق نه فقط از جسم بلكه از هر گونه هویت فردی نیز محروم است. باری از یاد نباید برد كه در میان شعرای معروف معاصر به استثنای فروغ فرخزاد، احمد شاملو تنها شاعری باشد كه زنی با گوشت و پوست و هویت فردی به نام آیدا در شعرهای او شخصیت هنری مییابد و داستان عشق شاملو و او الهام بخش یكی از بهترین مجموعههای شعر معاصر ایران میشود.

هدف مقاله­ی حاضر تبیین اندیشه­های او درباره ی منشأ آفرینش و جایگاه انسان در عالم خلقت است.در میان آثار بیدل، مثنوی­های عرفات، طلسم حیرت و محیط اعظم به این مضامین پرداخته اند. زن در آثار او همه جا مترادف با عشق جسمانی و نفس حیوانی شمرده شده و مرد عاشق باید وسوسه عشق او را در خود بكشد: عشق آن زنده گزین كو باقی است. با این وجود عشق زمینی حافظ نیز جنبه غیر جسمانی دارد. خاموشی نیز از مضامین پر بسامد سبک هندی است.

نقطة اوج سبک هندی و باعث بالیدن این سبک، تلاشها و تصاویر خلاقانة بیدل دهلوی است که منجر به پیدایش انواع استعارهها در اشعار وی شده است که در بسیاری موارد این استعارهها بسیار دور از ذهن و کاملا بدیع هستند و به جرات میتوان گفت جز در اشعار وی نمیتوان در اشعار سایر شاعران یافت. به جرات میتوان گفت ادبیات ایران یکی از غنیترین ادبیات جهان با حضور شاعران و نویسندگان بزرگ است. چوپان زادهای در عشق شكست خورده در درههای دیلمان نشسته و همچنان كه از درخت امرود و مرغ كاكلی و گرگی كه دزدیده از پس سنگی نظر میكند یاد مینماید، با دل عاشق پیشه خود یعنی افسانه در گفت و گوست.

و این درست همان مشخصهای است كه ادبیات مدرن را از كلاسیك جدا میكند. هر چه زن و دردهایش در جامعه بیشتر میشد به همان نسبت صدای شیرکوه در دفاع از حقوق و آزادی زن بلندتر میشد. زیر سر چشمان یک زن باشد؟ و ناپدیدتر از راه یک پرنده به مرگ؟ زن در کشورهای شرقی و از جمله در کردستان اغلب به دلایل فرهنگی و اجتماعی زیردست بوده و درد و رنج و فرودستیاش قابل روئیت بوده است. شیرکو، نگاه عمیقی به آزادی زن دارد و گرفتار سطحینگری نمیشود.

دیگر در آن از مشقهای نیمایی و نثرهای رمانتیك، اثری نیست و شاعری سبك و زبان خاص خود را به وجود آورده است. با وجود اینكه در این سالها بر خلاف سالهای بیست و سی كه شعر به شما كه عشقتان زندگیست در آن سروده شده بود، زنان روشنفكر نقش مستقلی در مبارزه اجتماعی بازی میكنند، ولی در شعرهای شاملو از جاپای مرضیه احمدی اسكویی در كنار احمد زیبرم اثری نیست. حلاج و سایر متصوفه هم همین میگفتند و حرف و نگرش جدیدی نیست! در این مجموعه از اشعاری که برای تولد برادر و سایر مضامینی که مرتبط هستند سروده شده است سعی کرده ایم تا بنا را بر تازگی و تکراری نبودن این اشعار بگذاریم.

شعر به کلمات، جان میبخشد تا وقایع را ماندگار کند. در شولای مه پنهان، به خانه میرسم. با اینکه جای دیگر توضیح دادهام که چرا کلمه اجنبیه «رتوریک» را به کار میبرم و از بلاغت یا دیگر برابرهای آن پرهیز میکنم، باز در اینجا یادآور میشوم که مقصود از رتوریک، تمام شگردهایی است که شاعر در آغاز و انجام و میانه شعر از دید حذفها و گزینش ساختارهای نحوی اختیار میکند تا مجموعه «التفات»های گوناگون را از خطاب به غیبت و از غیبت به خطاب شکل دهد. از اینکه با مجموعه اشعار کوتاه زیبا، دلنشین و احساسی همراه ما بودید بسیار سپاسگزاریم.

دیدگاهتان را بنویسید