رهبری اخلاقی چیست؟

به خدا سوگند، وقتیدستور دادم در ماه رمضان نماز نافله را به جماعت نخوانید، بعضی ازلشگریانم فریاد زدند: ای مسلمانان، سنت عمر را تغییر دادند و ما را ازنماز مستحبی باز میدارند. برنامهریزی برای اخلاق جامعه از مهمترین وظایف حکومتدینی است؛ چون هدف سیاست از نظر اسلام، رسیدن به اعتلای فکری وروحی است و گناه، حکومت را از این هدف باز میدارد. بنابراین نظام اخلاقی اسلام از نظر اعتقادی بر این دو اصل بنا می شود. پیش فرض های تربیت اخلاقی در زمینه فردی و اجتماعی چیست؟

زیرا پاره ای از ویژگی های فطری پس از دوره سنی خاصی بروز می کند. او دوست ندارد که نسبت به دیگران پاداش و خدمات کمتری را دریافت کند اما در عین حال نسبت به اجرای بیعدالتی در حق دیگران بیتوجه هست.در این زمان والدین بایدچگونگی اجرای عدالت و مزایای آن را در موقیعت های بزرگتر به زبان ساده به کودک خود آموزش دهند و کمک کنند تا فرزندشان بتواند به خودی خود و به دور از منافع شخصی، ارزشمندی این مفهوم را درک کند. ارزش های اخلاقی حد نصابی دارند که کمتر از آن از دیدگاه اسلام قابل پذیرش نیست.

ولی این هرگز بدان معنا نیست که انسان کمتر از حد توان از مهمان خود پذیرایی نماید. بسیاری از مردم اگر ببینند کسی شراب خواری می کند از او متنفّر و منزجر می شوند و او را فردی لاابالی و بی اعتنا به دین می دانند، امّا اگر بدانند کسی روزی چند تا دروغ می گوید، یا تهمت می زند، یا غیبت می کند، یا مال مردم را می خورد کمتر مورد تنفر و انزجار آنان قرار می گیرد! البته گاه ممکن است حکومت،آزادی مشروع مردم را محدود کند و زمانی ناگزیر آزادی نامشروع به آناندهد. بشر زمانی خوشبخت است که با مقایسه ترقّیات علمی جهان سطح ایمان و اخلاق نیز ترقّی کند تا علم فقط در راه مفید و به نفع انسان به کار افتد.

کلمه” عرف” به معناى آن سنن و سیره هاى جمیل جارى در جامعه است که عقلاى جامعه آنها را مى شناسند، به خلاف آن اعمال نادر و غیر مرسومى که عقل اجتماعى انکارش مى کند (که اینگونه اعمال عرف” معروف” نبوده بلکه منکر است)، پس مقتضاى اینکه فرمود:” وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ” این است که اولا به تمامى معروفها و نیکى ها امر بکند و در ثانى خود امر کردن هم بنحو معروف باشد نه بنحو منکر و ناپسند. با انجام امر به معروف و نهی از منکر جامعه اسلامی شکل اسلامی به خود می گیرد. در اهمیت این ادب از آداب معاشرت می باید گفت امر به معروف در شریعت اسلام جایگاه ویژه ای دارد؛ تا آنجا که امیرالمؤمنین علی (ع) در مقایسه ای بین امر به معروف و اعمال نیک دیگر، آنرا مثل دریا و سایر اعمال را مثل دهان می شمرد.

اگر چه همواره مسائل اخلاقی مورد توجه عالمان دین و مسلمانان بوده و آثار ارزشمند و ماندگاری در این زمینه از سوی اندیشمندان دینی تدوین یافته است، ولی با همه تلاشهایی که در حوزه اخلاق انجام پذیرفته، در مقایسه با سایر مباحث و معارف اسلامی، کار چندان زیادی صورت نگرفته است؛ به خصوص در حوزه «فلسفه اخلاق» دیدگاه های مذهبی همچنان مکتوم مانده است. هدف فلسفه اخلاق، شناخت ملاک های خوبی و بدی افعال است تا انسان ها رفتارشان را بر اساس آن و با انگیزه و هدفی که از آن دارند بسنجند. محتوای این اثر بر پایه استناد به منابع وحیانی و میراث روایی شیعه پی ریزی شده است.

مطابق تحقیقات تروینو و یانگ بلاد تصمیمگیریهای اخلاقی به طور عمده تحت تأثیر گزینش و استخدام افراد اخلاقی است و پاداش و تنبیه متداول تأثیر زیادی در رعایت اصول اخلاقی ندارد (لاوسن1381: 268). توجه بارنارد به اخلاق، به دلیل نقش آن در تسهیل همکاری و کاهش تعارض و مسئولانه عمل کردن به وظایف در محیط کار است. در دانش غربی اخلاق به گزاره ارزشی گفته می شود، هر گزاره اخلاقی از موضوعی و محمولی تشکیل شده است.

3. فساد میکنند و وقتی به آنها گفته میشود چرا در زمین فساد پدیدمیآورید، میگویند: ما مصلح و اصلاحطلب هستیم. اما به طور کلی برای آن که افراد بتوانند معنای کار خوب و بد در محیط کار را درک کنند، از این مفهوم استفاده میشود. این کتاب بر آن است تا به مفهوم اخلاق حرفهای و اهمیت و ابعاد گوناگون آن و نیاز جوامع امروز به اخلاق بپردازد. در میان فلاسفه انگیزهگرای غرب، نظریهی اخلاقی کانت را می توان نام برد و این نظریّه در میان مکاتب اخلاقی غرب از آن جهت که بر اراده و انگیزه تأکید ورزیده است همسویی بیشتری با تفکر اخلاقی اسلامی دارد، این تقارب و همسوئی با در نظر گرفتن دو نکته برجستهتر میگردد.

با پیچیده تر و پویاتر شدن فعالیتها، مدیران سازمانها احساس کردند که به راهنمائیهایی جهت انجام کارهای صحیح و پرهیز از کارهای غلط (از نظر اخلاقی) در سازمان نیاز دارند و بعد از آن مبحث “اخلاق سازمانی” با دیدگاه علمی مطرح گردید. از نظر علمی و سیاسی، آزادی بیان موجب رشد علم وافکار مردم میشود؛ چنان که سلب آزادی به رکود افکار و علوم بشریمیانجامد. به عنوان مثال، در یک مصاحبه میتوانید نمونههای مشخصی از مواردی را بیان کنید که در محیط کار صادقانه به آنها عمل کردهاید. نفس انسان که در ابتدای تولد ضعیف، بسیط و بیرنگ است، به مرور زمان، تواناییهای مختلفی کسب میکند و در گذر ایام صورت مشخصی مییابد.

آن حضرت ارزش و مقام کسی را که نیاز شخص نیازمند را برطرف کند چنین وصف می کند: «کسی که برای رفع نیاز برادر مومن خود کوشش نماید مانند این است که نه هزار سال خداوند متعال را عبادت نموده در حالی که روزها را روزه گرفته و شب ها را هم شب زنده داری نموده است» (مجلسی، 1403ق، ج74، ص315). 4. اهل ایمان را کم عقل میخوانند و میگویند ما مانند این سفیهان ایماننمیآوریم. خداوند بنده اى را دوست مى دارد که اهل مسامحه باشد. پس خداوند اراده کرده بود که آن دو یتیم بزرگ شوند و گنج شان را استخراج کنند.

هرگاه شخص فاجری ستایش شود، عرش الهی میلرزد و خداوند خشمگین میشود.» پس ضروری است که در برخوردهای اجتماعی خود، رفتار پسندیده را با چاپلوسی اشتباه نگیریم و افراد متخلّفی را که گاه درصددند با چرب زبانی و چاپلوسی، حق و باطل را بر ما مشتبه کنند، طرد کرده و خود را از نیرنگ آنان ایمن سازیم. 2. به نیرنگ و حیلهگری در جامعه مشغولاند. رسول اکرم(ص) درباره پرورش اخلاقی کودکان فرمود: فرزندان خود را تربیت نمایید که در برابر آنان مسئولیت بس بزرگی دارید. آزادی بیان بدان معنانیست که هر کس هر چه صلاح دید، هر چند به مصالح عمومی آسیب رساند یاسبب گمراهی و فساد اخلاقی و افشای اسرار مملکتی و فتنه و آشوب شود، درجامعه مطرح کند.

در این تلقی این ظرفیت وجود دارد که با فردی تعریف کردن فضایل، دامن اخلاق را از صحنهی اجتماع برچید و اخلاق و اخلاقی زیستن به رهبانیت و عزلتگزینی از جامعه تعریف شود. تجسس نکنید وهیچ یک از شما دیگری را غیبت نکند. باید اعتقادات صحیح چنان با مبانی عقلانی تقویت شود که در قلب من، اعتقاد من و فکر من حجابی آهنین بین فکر توحید و فکر شرک کشیده شود تا هیچ وقت در ذهن من هم خیال شرکآمیز خطور نکند. مهمترین بحث مرتبط با این موضوع، بحث از مبانی نظری آن است.

این بحث در فلسفهی هنر نیز مطرح است که آیا زیبایی چیزی در خود شیء است یا نه ما قرار داد کرده ایم که فلان حالت زیبا باشد. امام علی(ع) حتی در جنگها نیز دستور میداد، سربازان بدون اجازه اووارد هیچ خانهای نشوند. سقراط، قهرمان اخلاق است و اخلاق هم بدون نظرورزی شکل نمیگیرد. 6. وقتی کنار هم مینشینند، مسلمانان و دینداران را مسخره میکنند. مسلمانان، در کنار پرهیز از تجسس، به پوشاندن عیوب مردم نیز فرمانداده شدهاند. برخورد امام(ع) با گستاخیهای خوارج نیز با ملاطفت بود و تا دست بهشمشیر نبردند، حتی سهم آنان از بیتالمال را قطع نکرد.

دیدگاهتان را بنویسید