فرق بین جایگاه چین و آمریکا در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران – چه فرقی

طرح صلح عربستان، که توسط اتحادیه عرب( شامل همه کشورهای عربی) در 28 مارس 2002 به اتفاق آراء پذیرفته شد، شرط عادی سازی روابط با اسرائیل را، عقب نشینی این رژیم به مرزهای 4 ژوئن 1967، تاسیس حکومت مستقل فلسطینی – مشتمل بر کرانه باختری و غزه – به پایتختی اورشلیم (بیت المقدس) شرقی، و حل و فصل حق بازگشت آوارگان فلسطینی می داند. با این مقدمات، دولتِ جدیدِ آمریکا در پی خاورمیانه ای آرام، دور از دردسر و به تعبیرِ اجتماعی، حفظِ فاصله از شّر این منطقه خواهد بود. دیپلمات های دولتِ بایدن، دیپلماسی و رفت و آمدهای فراوان برای موضوعِ فلسطین، کرانۀ غربی، ثبات عراق و افغانستان، تشویقِ همکاری اعراب با اسرائیل و مدیریت بحران لیبی و سوریه را دنبال خواهند کرد اما خود را درگیر این بحران های تمام نشدنی نخواهد کرد مگراینکه موضوع حالت امنیتی به خود بگیرد. دو اتفاقِ مهم در ماه های پایانی سال 2020 اقتصاد آمریکا را با چالش های بسیار جدی بین المللی رو به رو کرد: توافقِ تعرفه ای کشورهای آسیا – پاسیفیک تحت عنوان مشارکتِ جامع اقتصادی و منطقه ای (RCEP) با محوریت چین و با عضویتِ ژاپن، کرۀ جنوبی، استرالیا و زلاندِ نو از یک طرف و توافقِ اتحادیه اروپا با چین حول همکاری های اقتصادی و تجارت از طرف دیگر.

اقتصاد صنعتیش در حال حاضر دو برابر اقتصاد آمریکا است، اگرچه اقتصاد خدمات آن بسیار کوچکتر است. به گزارش ایسنا به نقل از خبرگزاری شینوا، وانگ چانگ رایزن نمایندگی چین در نزد سازمانهای بینالمللی در وین در جلسه شورای حکام گفت، چین از نقشه راهی که اخیرا توسط ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی بر سر آن به منطور حلوفصل مسائل پادمانی ایران توافق شده است، استقبال و از دو طرف در زمینه حل کردن اختلافاتشان از طریق گفتمان حمایت میکند. در روند جنگ جهانی دوم، آمریکا در جنگ ضد ژاپنی به چین کمک کرد و دو کشور با هم، همپیمان شدند. زیرا پکن به تدریج ناچار خواهد شد بنا به اهداف، ذیل اقدامی در دریای جنوبی چین انجام دهد؛ اول دادن پاسخ به دکترین تهاجمی ژاپن و دیگر همسایگان چین، دوم واکنش نشان دادن به تحریکات ضد چینی از طرف آمریکا و متحدین آن در حوزه ایندوپاسیفیک، سوم نشان دادن افول قدرت جهانی آمریکا و اینکه به دشمنان چین نشان دهد زیاد روی آمریکا حساب باز نکنند، چهارم تقویت توان ابتکار و مدیریت خود در بحران های حوزه اقیانوس هند- آرام و پنجم تقویت اقتدار خود در چارچوب قلمرو و تمامیت ارضی چین. برای شی، موفقیت چین در کنترل شیوع کروناویروس شواهد بیشتری بود که او در مسیر درست قرار دارد: چین موقعیت تاریخی رهبری و مرکزیت خود را در صحنه جهانی بازپس میگرفت.

دیپلماسی ایرانی: هرچند واقعیت های حزبِ دموکرات، جو بایدن را در مسایل داخلی آمریکا به سوی چپ متمایل کرد ولی در سیاست خارجی، همانند اکثرِ دموکرات ها و جمهوری خواهان به راست و سیاستِ رهبری و برتریِ واشنگتن اعتقاد داشته و عمل خواهد کرد. از این رو، رئیس جمهوری جدیدِ آمریکا از نظرِ داخلی در قالبِ حزب دموکرات ولی در عملکرد سیاست خارجی، با نمود و حضور بیشترِ شخصی خودش همراه خواهد بود. نجواها می گویند که او ممکن است به خاطر سنِ بالا فقط یک دوره ریاست جمهوری طی کند ولی همانطوریکه بارها بین لئونید برژنف (Leonid Brezhnev) و ریچارد نیکسون (Richard Nixon) ردُ و بدل شد: قدرت، انرژی مضاعفِ فیزیولوژیک تولید می کند و نیروی ناشی از سِمَت و قدرت به مراتب از تغذیه، دارو و مراقبت بالاتر است. بایدن در چنین چارچوبی حرکت خواهد کرد ضمن اینکه ماهیتِ انتخاب های او در سیاست خارجی و امنیت ملی حاکی از آن است که نظرات و مدیریتِ شخص او بر سیاست خارجی، از اهمیتِ ویژه ای برخوردار خواهد بود. وی، به عنوان تحلیلگر، در آژانس ملی اطلاعات زمین – فضا (National-Geospatial Intelligence Agency)، وابسته به وزارت دفاع آمریکا، مشغول به خدمت بوده است. این روند در واقع مؤید تئوری لیبرالیستی در مورد تأثیر تجارت آزاد بر روابط بینالملل است که بر مبنای آن تجارت آزاد موجب صلحآمیز شدن روابط خارجی دولتها میشود.

پس از رانده شدن جناح چپ کومین تانگ از صحنه سیاست، موج جدیدی از آشفتگی و اغتشاش چین را فرا گرفت. معدود قراردادهای جدیدی که از ماه مارس بین دو دولت منعقد شده است، به طور قطعی سهم اندکی از آنچه تصور میشد، بوده است. هرچند بازگشتِ به برجام هدف اصلی سیاست خارجی آمریکا در این دوره اعلام شده اما این بازگشت به معنای طبیعی شدن روابط اقتصادی خارجی ایران نخواهد بود زیرا که موضوع ایران، موردِ اجماعِ دو حزبی (Bipartisan) است. 4. ایالات متحده باید برای تشویق رهیافت های هماهنگ بین آمریکا، هند، ژاپن، و استرالیا- به منظور برنامه های توسعه اقتصادی در بنگلادش و میانمار- تلاش نماید، چرا که ثبات این دو کشور(بنگلادش و میانمار) برای صلح و امنیت بخش شمال شرقی شبه قاره هند و خلیج بنگال- که دروازه ورودی تنگه مالاکا می باشد – اهمیت دارد. فراهم آوردن شرایط لازم برای حضور شركتهای نفتی چین در سرمایهگذاری و توسعه میادین نفتی منطقه.

دیدگاهتان را بنویسید