فلسفه اخلاق – دانشنامهی اسلامی

اما به نظر مى رسد در سال هاى اخیر، به اندازه اهمیت و جایگاه پوشش در اسلام، روشنگرى نشده است و گرچه کتاب ها و مقالات فراوانى پیرامون آن نگاشته شده است، اما این اصل از اصول دینى، همچنان نیازمند روشنگرى و پاسخ هاى تازه و متنوع است. اما نباید به این استدلال اکتفا کنیم باید به دنبال دلایل قویتر باشیم. سپس ادامه می­دهد که برای هر فعالیت انسانی و گروهی باید نوعی همکاری در میان باشد. غالبا در مسائل مهم، به ویژه آنجا که با عقاید دینی و اسلامی ارتباط پیدا می کند، اختلافی بین آن ها وجود ندارد.

1- مسائل يك علم عبارت است از قضايايي كه موضوعات آنها تحت عنوان جامعي كل يا كلي مندرج ميشوند و موضوع علم عبارت است از همان عنوان جامع . یکی از مهمترین پیامدهای سخن سقراط این است که میان مدینه و فرد یا به عبارت دقیقتر میان مدینه و روح بشر تناظر و تشابهی وجود دارد. یا اگر پدید آید به دلیل اینکه ظلم سبب جدایی و تفرقه است خودش موجب نابودی خودش میشود پس عدالت سودمند است حتی به نفع کسی که ظالم باشد.

می توان گفت حکمت متعالیه یعنی حکمتی که از سه سرچشمه عقل، شهود و وحی استفاضه می کند و با اقامه برهان راه خود را پی می گیرد و هر گاه احساس کند آنچه برهان بر آن اقامه کرده با ظاهر شرع مخالف است، درصدد جمع بر می آید. پس مهم ترین کار صاحب حکمت عملى کامل، در امور تغییرپذیرى است که از طریق عمل به دست مى آید. البته موضوع این تغییر نه کوچک است، نه آسان، ولى امکان پذیر است.» «مفاسدى که شهرها را تباه مى کند، بلکه به عقیده من به طور کلى مفاسد نوع بشر، هرگز نقصان نخواهد یافت، مگر آن گاه که در شهرها فلاسفه پادشاه شوند، یا آنان که هم اکنون عنوان پادشاهى و سلطنت دارند به راستى و جدّاً در سلک فلاسفه درآیند و نیروى سیاسى با حکمت توأماً در فرد واحد جمع شود; و از طرفى هم به موجب قانون سختى، کسانى که منحصراً یکى از این دو رشته را تعقیب مى کنند، از دخالت در اداره امور ممنوع گردند.

در ادامه سقراط با طرح سوالی جهت گفتوگو را عوض میکند و بحث را از تعریف عدالت به اثبات اینکه آیا عدالت جزء فضایل نیک و سودمند است یا نه تغییر میدهد. در ادامه بحث تراسوماخوس با عصبانیت و پرخاشگری سخن سقراط را قطع میکند و یک تعریف جدیدی از عدالت ارائه میدهد تعریفی که در اینجا به خاستگاه عدالت از نظر عموم مردم اشاره دارد. تراسوماخوس با تحقیر و عصبانیت به بیان امر واقعی می­پردازد. سقراط با شدت مخالف این دیدگاه رایج در جامعه زمانه خود بود. افراد و جوامع چنان عمل می­کنند که گویی اقتضای عدالت این است که ضعفا مورد ستم قرار گیرند و اقویا فقط به دلیل اینکه قوی هستند هر کاری بخواهند بتوانند انجام دهند و در عین حال غالباً به آن اعتراف نکنند و مخالفین خود را به کارهایی متهم سازند که خود انجام میدهند.

ثانیا عبارات فوق نشان میدهند که افلاطون تا چه حد دغدغهی معرفت داشته و همانگونه که در مقدمهی این تحقیق اشاره کردیم، یکی از انگیزههای وی از ارائهی نظریهی مُثُل همین بود. توجه به صفات برجستهی انسانی و زمینهسازی به منظور تأمین آنها، از جملهی اهداف مهم و خطیری است که اسلام از طرق مختلف در صدد تأمین آنها است. سقراط در ادامه، تراسوماخوس را به تناقض گویی می­کشاند و از طریق مقایسه هنر کشورداری با فنون و هنرهای دیگر از جمله پزشکی این نتیجه را میگیرد که حاکمان نیز در صدد تأمین منافع دیگران هستند نه خودشان.

به عبارت دیگر سیزیف یا مورسوی پوچ مآب (کامو) زیبایی و لذت این دنیای خاکی را نیز میجوید و با سماجت و پشتکار، بهشت و جهنم خود را بر روی همین کرة خاکی میطلبد. دو معنای این عبارت هیچ وجه مشترکی ندارند رقابت می­تواند شرافتمندانه باشد». سقراط با این مباحث تغییر جهتی در موضوع عدالت و ظلم می­دهد یعنی عدالت را از عدالت بهعنوان ویژگی اعمال انسانی، به عدالت بهعنوان ویژگی نفس تغییر داده و آن­را از یک امر بیرونی به یک امر درونی تبدیل میکند.

هیچ چیز و هیچ کس قادر به تغییر این قوانین ثابت نیست. تاریخ انسانی فراگیر یعنی مجموعه کاملی از مسائل رشد جمعیت، شهرنشینی، نوآوری فناورانه، تغییر اقتصادی، رشد دانش، فرهنگ و غیره. مسئله حشر و نشر نیز از مسائل مهم فلسفی است که ملاصدرا آن را حل کرد. همه پیامبران گفتهاند: «لااله الا الله» در قرآن آیات زیادی در این مورد آمده است، ولی علمای ما به این مسائل توجه زیادی نمیکنند. به گفتهی سقراط عادل می خواهد فقط از ضد خود یعنی ظالم برتری جوید اما ظالم میخواهد بر همه کس برتری جوید چه عادل و چه بر امثال خود یعنی ظالم.

و بعد آن را محدود می­کند به منافع دولت حاکم، یا باید این را نمونه­ای از واژگونگی اخلاق موجود به حساب آورد (کلمه عدالت هنوز مجاز و مشروع است، اما به جای چیزی نشسته است که هیچ کس آن را جایز نمیداند) و یا دال بر از بین رفتن محتوای اخلاقی خود کلمه دانست. اکنون باید به این مطلب اشاره کنیم که بر پایه ی حرکت جوهری و سیالیت طبیعت، موضوع علم طبیعی، نفس حرکت یا متحرک خواهد بود، از آن حیث که متحرک است، نه از آن حیث که در عقل ثابت است یا با امر ثابت عقلی ارتباط دارد.

وی با تکیه بر واژه «برتری جستن بر» سعی می­کند، ادعای خود را ثابت کند. به نظر می­رسد افلاطون با نشان دادن این که کتاب اول در تعریف عدالت دارای نواقصی است نشان می­دهد که همیشه راهکار استادش راهکار اصلی نیست یعنی همیشه راه حل اخلاقی راه حلی مناسب و کامل برای حل مشکلات جامعه و فرد نیست بلکه برای حل مشکلات فرد و جامعه میتوان در کنار راهکار اخلاقی از راهکار سیاسی، تربیتی و مابعدالطبیعی نیز استفاده کرد. در طول زمان، شاخه های دیگر علمی نیز از فلسفه جدا شدند.

در اینجا قبل از اینکه وارد بحث دیگری شویم به نظر گاتری که تقریباً نظری متفاوت با دیگر مفسران درباره تراسوماخوس جمهوری دارد. مترجم فارسی در یادداشتهای حاشیهی رسالهی سوفیست، ذیل همین عبارت مذکور، ادعا میکند که این وعده در رسالهی جمهوری محقق شده است. پاپاس این استدلال را ضعیف میداند به گفته وی «بزرگترین عیب این استدلال استفاده سرسری سقراط از عبارت «برتری جستن بر» است اگر این عبارت در مورد ظالم به کار رود فریب دادن است یعنی ظالم مثلاً از راه غصب اموال دیگران بر آنها برتری میجوید «برتری جستن بر» در زمینههای دیگر به رقابت اشاره دارد کسی که از موسیقی سر در نمی­آورد سعی می­کند در تصنیف موسیقی بر موسیقیدان برتری جوید.

حتی در میان راهزنان نیز باید یک نوع همکاری وجود داشته باشد بنابراین باید عدالتی ضعیف که آن را صداقت در میان راهزنان می­نامیم باشد پس می توان گفت حتی یک حکومت ظالم برای بقای خود نیاز به اندکی عدالت در حکومتش دارد. هم چنان تصور غالب بر این است که اثر هنری موفق باید تا جای ممکن با اصل برابری کند و با آن مطابقت داشته باشد. و یادشان نمیآید که روزی روزگاری گفتهاند: «دوستت دارم! زیرا اگرحکومت به طور کامل ظالم باشد در واقع پدید نمیآید. از سقراط می­خواهند از عدالت در ذات خود، یعنی بدون در نظر داشتن مزایای اجتماعی و حتی اخروی آن، تعریفی ارائه دهد که آن تعریف در ذات خود یعنی فینفسه برای نفس مفید باشد.

دیدگاهتان را بنویسید