فلسفه زندگی و مرگ – پرسمان

سخن نقل شده از فارابی, نک: ص 20 همین نسخه. فلسفه طبیعی (از یونانی: ta physika) که مطالعه قانون اساسی و فرایندهای تحول در جهان فیزیکی بود. ملاصدرا و علامه طباطبایی معتقد به فلسفه الهی هستند. مسئله دیگر همان است که در روایاتمان به این مضمون داریم که «کمال الاخلاص له نفی الصفات عنه لشهادة کلّ صفةٍ انّها غیر الموصوف.» در فلسفه ابن سینا آمده است که علم سابق الهی صفتی است زائد و عارض بر ذات.

اگر فقه را دانشی متنبنیاد بدانیم که میکوشد فرامین الهی را از طریق واکاوی متون دینی مانند قرآن و حدیث کشف کند و از طرف دیگر اگر نظریه اخلاقی ما نظریه موسوم به امر الهی باشد که هر حکم اخلاقی اعم از خوب و بد یا باید و نباید را وابسته به امر و نهی الهی میداند، در آن صورت احکام اخلاقی و احکام فقهی همپوشانی خواهند داشت. اینکه ما در تعبیرمان می آوریم کدام فلسفه به اسلام نزدیک تر است، به عقیده من باید گفت: کدام یک از این فلسفه ها کامل تر، و خطا و احتمال لغزش او کمتر است.

کسانی میتوانند اشتباهات فلاسفه گذشته را دفع کنند که خود تعمق بیشتری در فلسفه داشته باشند و با خودداری از بحث فلسفی و فرار از فلسفه مشکلی رفع نمیشود. البته، اگر فیلسوف مسلمانی داشته باشیم که به ضوابط اسلامی آشناتر و محیط تر است مثل مرحوم آخوند ملاصدرا مسلما عقلانیتش از مصونیت بیشتری برخوردار است. مالک حسینی در بخشی از یادداشت خود بر این مجموعه نوشته است: «فکورترین انسانها اعتقاد داشتهاند که انسان بودن انسان به فکر است و انسان هرچه زندگی را بیشتر به فکر کردن بگذراند بهرۀ بیشتری از انسان بودن دارد و هرچه کمتر و کمتر به این فعالیت شریف مشغول باشد به دیگر همجنسان خود – که همان حیوانات عزیز باشند – نزدیک و نزدیکتر میشود.

معاد جسمانی چیزی است که در اسلام هست و صدرالمتألهین هم بخشی از تلاش فلسفی اش تحقیق و تثبیت این مسئله بوده است و با اصول دوازده گانه ای که هم در اسفار آورده و هم در رساله زادالمسافرین، به آن پرداخته است. این فلسفه با ارسطو موافق بود که میگفت عالم ازلی است، اینکه نوعی سلسله مراتب وجود هست که عقل در راس آن و جهان کون و فساد در پایین آن قرار دارد، و نظام اخلاقی تقریبا زاهدآمیزی را توصیه میکرد. تهران – ایرنا – استاد دانشگاه و رییس اسبق دانشگاه تهران گفت: ازدواج فلسفه ابداع، بقا و حیات انسان است و فلسفه خلقت بر زوجیت استوار است .

البته روشن است که در پرتو ازدواج یکى از نیازها و غرایز مهم انسان (غریزه جنسى) تأمین و به روشى درست ارضا مى شود. پدرش مجدداً در رن ازدواج کرد و او را در لاهیه رها کرد تا ابتدا توسط مادربزرگ مادری و سپس توسط عموی بزرگش در شاتلرو بزرگ شود. تعبیر «عقل اسلامی» نیز شاید چندان درست نباشد، بلکه عقل، دارای مراتبی است: از ابتدایی ترین مرحله تا عالی ترین آن. مسئله حشر و نشر نیز از مسائل مهم فلسفی است که ملاصدرا آن را حل کرد. اما اگر بگوییم به حسب اتفاق یا به حسب انتظار از کدام مکتب بیشتر انتظار می رود که با دین تطبیق کند، باید گفت: از حکمت متعالیه این انتظار بیشتر می رود.

استاد فیّاضی: اگر ما معتقدیم که «اللّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنوُا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلَماتِ اِلَی النُّورِ»(بقره: 257)، باید این را بپذیریم که عقل، همان گونه که جناب آقای ممدوحی اشاره فرمودند، مراتب دارد. چنین فردی ممنوعیت اجتماعی قتل و ارزشی که جامعه برای حیات فرد در نظر دارد را نادیده میگیرد (توسلی، 1380). برخی از جامعهشناسان مدرن میگویند که مسائل اجتماعی نوع خاصی از تعارض میان نفع جمعی و نفع فردی است که بهترین گزینه آن برای هر شخص انتخاب نفع فردی است. این فرد یک فهرست 219 موردی را جمع کرده است که یکی از آن ها عقیده به قِدَم عالم است.

در جلد هشتم به جسمانیة التعلق معنا کرده اند؛ یعنی تعلقش حادث است نه خودش که بعد از تعلق هم می شود نفس. من این مطلب را در سه جای اسفار دیده ام: یکی در مقدمه جلد اول، یکی هم در جلد دوم و یکی نیز در جلد ششم. شخصی مثل ابو اسحاق کندی را نیز امام صادق علیه السلام با یک جمله متغیر و متحول می کند. در جایی که امام صادق علیه السلام بر کرسی عقل می نشیند، صدها ارسطو در آنجا شاگرد هستند. سؤال من این است که اگر به عنوان مثال، پایاننامههای حوزوی حذف شود، آیا ما نقصانی در تولید علم احساس میکنیم، یا چنین چیزی نیست؟

هر فیلسوفی مجموعه ای از مسائل را مطرح کرده و آن را به عنوان یک مکتب شناخته اند. خداوند امر کرد یکی از هشت جفت قوچی که از بهشت به ایشان عطا کرده بود، ذبح کنند. قرآن کریم بهطور مکرر به حفظ حجاب و پوشش زنان توجه کرده است. آیت الله مکارم شیرازی در ج17در تفسیر نمونه که 460 صفحه می باشد و ج2 که 678 صفحه می باشد علاوه بر مبارزه بر چشم و ترک حجاب در خصوص فلسفه حجاب مطالبی را به میان آورده اینکه احکامی که برای رعایت حجاب برای زنان آمده به نحو احسن آن را رعایت کنند و در فلسفه حجاب اشاره شده به اینکه اگر در جامعه تا سر حد یک عروسک یا یک کالای بی ارزش سقوط بکند و ارزش های والای انسانی او به کلّی به دست فراموشی سپرده می شود و تنها افتخار او، جوانی و زیبایی و خود نماییش می شود.

ما مواردی رو داریم که در اون زوجها خواسته های مشابه اما ارزش های مختلفی دارند و همین تفاوت ها منجر به اختلاف و درگیری میشه. و اما سومین و در عین حال از جهتی مهمترین دلیل ملاصدرا بر حرکت جوهری، آیات بسیاری از قرآن کریم است که از دیدگاه ملاصدرا دقیقاً بر همین موضوع دلالت می کنند. دين من روشي منطبق بر واقعيت و در عين حال ساده و آسان است . كتاب حاضر، یكی از اولین و در عین حال موثرترین آثار پژوهشی در شناخت ماهیت و چیستی فلسفه اسلامی است كه با وجود اهمیت و بداعت موضوعش متاسفانه بسیار كم مورد توجه قرار گرفته است.

معرفت فلسفی: بنابراین، تفاوت عمده سه گرایش فلسفه اسلامی در روش آنها است. حرف حق و درستی است، ولی بالاخره اسلام تقسیم می شود به دو دسته مسائل: یک دسته تعبدیات که در آن عقل هیچ گونه دخالت ندارد، اگر هم بخواهد دخالت کند نمی تواند چون تعبدیات محض است. این دو تن، علاوه بر جامعیتی که در بیان مسائل دارند؛ اما این قلمرو در فارابی گسترده تر و مهم تر است. آیت اللّه مصباح: بنده هم دو تعلیق کوچک درباره فرمایش های آقای فیّاضی عرض می کنم: یکی اینکه، مکتب ملاّ صدرا برای طرح مسائل از وحی هم مدد می گیرد و البته این اختصاص به ملاصدرا ندارد.

آیت اللّه مصباح: جمع این کلام با فرمایش آقای فیّاضی همان می شود که حیثیت تعلق آن، همان رقیقه است. استاد فیّاضی: من می خواهم چند مثال بزنم برای تأیید فرمایش حضرت استاد که فرمودند حکمت متعالیه به اسلام نزدیک تر است. چند روز پیش خواندم که زمانی پاپ به اسقف کلیسای پاریس دستور داده که شما عقاید ضد دینی را جمع آوری کنید. می گوید: قِدَم عالم یکی از عقاید ضد دینی است؛ یعنی مسیحیت هم این را به عنوان عقیده ضد دینی می داند، ولی همین مسئله را صدرالمتألّهین عقلانی کرد.

به عنوان یک مکتب فلسفی که تأکید بر وضوح و دقت در استدلال، استفادهٔ متداول از منطق صوری، تجزیهٔ مفهومی و همچنین توجه به ریاضیات و علوم طبیعی از ویژگیهای آن هستند. در فلسفه ابن سینا عالم مثال و وجود مثالی، معنا و مفهومی نداشت. در حقیقت کانت مفهوم امروزی فلسفه اخلاق را ساخت. آیت اللّه ممدوحی: بله؛ در حقیقت یک حرف بسیار دقیقی که مرحوم آخوند دارد، این است که می گوید: این نظام تعلق برای نفس از قبیل اضافه عارضی نیست، بلکه در متن ذات نفس، تعلق است.

علم وطن ندارد. اگر یک حقیقت عقلانی در یک نحله و مکتبی پیدا شد، شاید ما حق نداشته باشیم که آن مسئله عقلانی را، که حق است، به او نسبت بدهیم. درنتیجه جوان که روحش متزلزل شده و فکرش منحرف است به اعمال غیر انسانی روی می آورد. حوزه ای که آوردگاه فلسفه و بحث های فلسفی است شامل جامعه، تحولات اجتماعی و کلاً چگونگی سیر تکاملی جوامع بشری میشود. سیر ترجمه آثار اسلامی به زبانهای اروپایی پس از ابن رشد ادامه نیافت و غربیان از آثار و اندیشههای حکمای بعدی چون سهروردی، میرداماد و ملاصدرا بیخبر ماندند. هر چه معصوم فرمود، حق و لاریب فیه است؛ پس مطلب چنین است؛ اگر چه نتواند به تحلیل مطلب بپردازد.

عالی ترین مراحل عقلانیت را در شخص معصوم از خطا رهیده داریم. بر این معنا، روایات زیادی نیز داریم. در دعای عرفه سیدالشهدا(ع) نیز همین اشارات را شاهد هستیم؛ چنانكه حضرت علی(ع) میفرماید: «کیف یستدل علیک بما هو فی وجوده مفتقر إلیک؟ وقتی امام صادق علیه السلام جواب امثال ابن ابی الاوجاء را می دهد، آنجا دیگر حضرت از حریم امامت با او بحث نمی کند؛ چون او امام و یا وحی را قبول ندارد. در اینجا حضرت از آن لبّ لباب نظام عقلانی بهره می برد.

بلکه از مابه الاشتراک استفاده می کند و آن ما به الاشتراک هم نظام عقلانی است که امام صادق علیه السلام با او صحبت می کند. همین مسئله را که ابن سینا در اثبات فلسفی و عقلانی کردن آن اظهار عجز می کند صدرالمتألهین با عقل اثبات می کند. آیت اللّه مصباح: اگر ما بر همین مطلب تکیه کنیم که اختلاف مشّائی و اشراقی در اعتماد بیشتر به مکاشفات و شهود باطنی است که در فلسفه اشراقی برجسته است و همان طور که جناب آقای فیّاضی نقل کردند، اصلاً شیخ اشراق می فرماید: کسی که به شهود نرسیده را نمی توان فیلسوف دانست، بر این اساس، نمی توان یکی را به اسلام نزدیک تر به حساب آورد؛ چون اصل بر این است که هم شهود و هم عقل در اثبات حقایق نقشی دارند.

دیدگاهتان را بنویسید