فلسفه – عرفان و حکمت

زندگی فلسفی از این پرسشها گریزان نیست که من چرا هستم و چرا باید ادامه بدهم و چرا باید این گونه ادامه بدهم. منازعاتی وجود داشت در محیط خود دانشگاه بین گروههای چپ و گروههای اسلام و همچنین گروههایی که دنبال فلسفههای اگزیستانسیالیست بودند. در دوران قرون وسطی فلسفه اخلاق رشد روزافزونی داشت اما تنها در مسیر اخلاقیات مسیحی پیش میرفت. میگوید اینها از هستی و وجود پرسیدند اما یک هستنده را نشان دادند. حجاب در غرب مورد هجوم است و این نشان از گرایش آنها به حجاب دارد غرب این راه را رفته و در حال برگشت به اسلام است.

در این حالت یک مکتب اخلاقی یا حقوقی یا مکتبی جامع مانند مکتب اسلام، در حوزه اخلاق، حقوق و مانند آن به پشتوانه فلسفه و براهین عقلی، کارکردهایی را ارائه می نماید و یا اینکه فلسفه از طریق عقلانیت به یک ایدئولوژی یا تحلیل و تفکری خاص می رسد که کارآمدی آن در حوزه علوم مختلف محسوس است مثلاً آنچه که در متافیزیک ارسطو وجود دارد در طب به عنوان طبایع اول می آید، هنگامی که در تقسیم بندیها رابطه بین اجزای مختلف بدن را ملاحظه کرده و به تحلیل آن می پردازد فارغ از مباحث متافیزیک نیست و در فیزیک تبدیل به رابطه میان حرکت (طبعی و قصری) می شود و در مواد ثلاث نیز خودش را نشان می دهد و یا در نجوم و حتی فلسفه سیاست و فلسفه حقوق ارسطویی سایه متافیزیک مشاهده می شود و یا مثلاً در تاریخ فلسفه، برده داری یا نظام طبقاتی افلاطون را به نظام متافیزیک عالم مُثُل و عالم ماده و رابطه آنها برمی گردانند.

اما برای دیستروکتسیون de-struktion و تخریب و ویرانگری آنها. ویرانگری به معنی نفی صرف نیست. چنین نیست که فقط با منطق و استدلال موضعشان را طرح کنند. در روایت امام صادق (ع) با مراجعه به وسائلالشیعه اصل روایت به این صورت است: «لا یصلح للمرأة المسلمة أن تلبس من الخمر والدروع ما لا یواری شیئا؛ سزاوار نیست برای زن مسلمان که روسریها و روپوشهایی بپوشد که بدن او را پوشش نمیدهد».

آیت الله صدیقی می گوید: خدا دارد نفس به ما میدهد، دم به دم داریم از خدا میگیریم. چیز ثابت را ما لازم داریم برای ایجاد نظم در زندگی. مدیرکل تبلیغات اسلامی استان بوشهر گفت: عفاف و حجاب ریشه در مبانی دینی ما دارد و مطمئناً رعایت این اصول به نفع جامعه است. هستندگان بسیارند. هستندگان کثرت عظیم و بیشمار هستندگان در اطراف ما هستند. در رابطه با روزه داری فرمودند: «روزه بگیرید تا سالم بمانید».

اما نیچه فیلسوفی است که با ادبیات خاصی مینویسد و به نوشتن به این گونه ادبیات هم افتخار میکند. بنابر این، تمام اجسام و موجودات مادی که می بینیم و تمام افکار، احساسات و حالات روانی ما، همه صفات و تجلی خدا یا طبیعت می باشد.چرا که خدا یا به صورت بعد که امر ذاتی ماده است تجلی می کند یا به صورت اندیشه و حالات روانی و احساس با این نگرش، یعنی اینکه همه چیز، خدا و صفات و حالات اوست، اسپینو زا به نتیجه ای مهم درباره وجود اشیا و اراده انسانی رسید و آن این که: چون همه چیز از خدا صادر می شود و خدا علت درونی همه چیز است، پس جهان طوری است که ضرورتاً باید باشد.وجود هر چیزی، ضروری است و نمی توان گفت که ای کاش جور دیگری بود.

درباره اپیستمولوژی کانت حرف میزند. قرآن این دستور را این گونه بیان می فرماید: (هان ای کسانی که ایمان آورده اید، روزه بر شما واجب شد و این دستور نه تنها درباره شما بلکه یک سنت الهی است که به پیامبران گذشته و پیروان آنان نیز ابلاغ شده. عالم شناسی درباره کل عالم صحبت می کند. اروین برای دستیابی به آرامش به تکنیک های مختلف رواقی نگاه می کند و نشان می دهد که چگونه می توان این تکنیک ها را در زندگی به کار بست.

البته قبل از همه این پرسشها این مطرح میشود که اصلا چه لزومی دارد. اصلا نمیداند که آن الهی و مقدس است یا اهریمنی و شر است. موضوع چیست. اصلا هستی چیست، هستنده چیست. رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش تأکید کرد: برای نهادینه کردن موضوع عفاف، در ابتدا باید فعالیتهای آموزشی در حوزه احکام مربوط به حجاب و عفاف اسلامی، ارائه شود. از جمله مقاله رابطه حجاب زن با سلامت روانی خانواده و جامعه (گرامی و عزیزی، 1396) که در آن عفاف و حجاب به یکمعناست و وجوب حجاب زن مسلمان نشانه تکریم و احترام اسلام به زن مسلمان است.

شما خودتان هم میدانید که این کتاب، کتاب سختی است. من هم با هایدگر وداع میکنم. گفت نام مجموعه آثار من را نگذارید وِرکه (werke) به معنی کارها بلکه بگذارید wegenichtwerke یعنی راهها و نه کارها. من این کتاب هستی و زمان را یادم هست در یک کتابفروشی در خیابان مخبرالدوله به نام دانش خریداری کردم. یعنی من راهی را باز کردم، دیگری باید دنباله این راه را بگیرد. بنابراين عجيب نيست كه روح انسان روزه دار اوج گرفته و دَرِ بارگاهٔ الهي را بكوبد و خداوند هم او را بپذيرد و بگويد لبيك بندهٔ من ! در نتیجه علم اخلاق و به دنبال آن دو بخش اخلاق عملی و نظری (و فلسفه اخلاق) رابطه نزدیکی با فعل و عمل و وظیفه و تکلیف انسان ها وجود دارد و علم اخلاق در زمینه فعل و عمل انسانی متجلی می گردد.

ولی به نظرم نتیجه به نفع خودش مصادره میکند. هستی که خودش را نشان نمیدهد. ارسطو دنبال این بود که یک عنصر ثابتی پیدا کند. عرف مجموعه قواعدی بود که جامعه به صورت سنتی آن را پذیرفته بود و موجبات انتظام اجتماعی را فراهم میآورد؛ زمانی که جوامع به سوی متمدن شدن گام برداشتند و از حالت کومون درآمدند، به مرور مفهوم عرف نیز تبدیل به مفهوم قانون شد. زندگی فلسفی آن گونهاي از زندگی است که جرأت مواجه شدن با این چرایی را پیدا ميکند. هایدگر فهمیده است که ارسطو دشمن سوفیستها بود.

دکارت دوگانه گرا بود. با این کتاب آشنا شدم. با گروههای چپ آشنا شدم و به هر دو جریان علاقهمند شدم. هر کدام هم پاسخهایی دارند اما هایدگر هیچ کدام از پاسخها را قبول ندارد. اما حرفی که در هستی و زمان دارد بسیار ساده است و در عین حال بسیار مشکل. چنانکه الان کیهانشناسان تعریف میکنند که تصادف همه هستندگان را به وجود آورده است. تفکرِ آزاد دایره مربع است. برای اینکه پرسش اصلی هستی و زمان خود هستی است.

با این مثالها با جرات میتوان گفت، دهر انسانی به نوعی فیلسوف و تحت تاثیر فلسفه است؛ چرا که زندگی خود را هر چند ناخودآگاه، بر اساس جوابهایی که به این سوالات بنیادین میدهد، بنا مینهد؛ با این تفاوت که فیلسوف رسمی و واقعی، این پرسشها را به طور جدی و منظم پیگیری کرده، جوابهایی را که تاکنون داده شده است در بوته نقد نهاده و به جستجوی راهحلهای نو میپردازد. انسان بهطور ذاتی عاشق دانایی است و فلسفه، همانطور که از معنای لغوی آن (فیلوسوفیا به معنای عشق به خرد) هم برمیآید، انسان را عاشق دانستن میکند. یعنی هستی انسان اساسا یک هستی «با» است، یک هستی «در» است.

دیدگاهتان را بنویسید