فلسفه عشق در نگاه اول

اریک بنتلی، مترجم، نمایشنامه نویس، کارگردان و منتقد تئاتر نیز در این باره میگوید: فقط یک یأس وجود دارد که واقعاً واقعی، غایی و صددرصد است و آن یأسی است که غلتیدن به روانپریشی، بیماری جسمی جدی، یا خودکشی را تسریع میکند. در نتیجه، متفکرنماهایی که یا بیماری روانی شکنجهشان میداد و یا برای ارضای حس شهرتپرستی زمینه مناسبی برای خود میدیدند، به جای اینکه در جهت برداشتن سنگی که روی منبع حیات آدمیان افتاده است بکوشند، فریاد برآوردند که منبع، آب ندارد و یا آب منبع تمام شده است و پوچی حیات را نتیجه گرفتند.»!

از جمله دوستانش در آن زمان شاعری نظیر «ژان لوئیس گوئز د بالزاک» ( Jean-Louis Guez de Balzac) (1597-1654) بود که اثر خود به نام Le Socrate chrétien به معنی سقراط مسیحی را در سال 1652 به دکارت و «تئوفیل د ویاو» (Théophile de Viau) (1590-1626) تقدیم کرد که در سال 1623 به دلیل نوشتن اشعار تمسخر کننده موضوعات مذهبی زندانی و سوزانده شد. کتاب از یک مقدمه و شش بخش برخوردار است.

امینی سپس به ارائه توضیحاتی درباره مقدمه کتاب که آن را بخشی نظری در میان فصول می داند پرداخت و گفت: نویسنده یک نقد جدی به فلسفه ورزی دانشگاهی دارد و می خواهد با یک رویکرد تحلیلی به مسائل فلسفه قاره ای بپردازد به خصوص در فصل های اخر که موارد کم نظیری اشاره شده اند که و اتفاقا همیشه به آن ها توجه کمی شده است. در مقدمه کتاب، نگارنده با این لحن صریح و بیپروا در انتقاد به فلسفه نماییهای معاصر به پیشواز تألیف ارزنده خود میرود: «سؤال از فلسفه و هدف حیات از نظر تاریخی مساوی با تاریخ هشیاری آدمیان است.

در روایات نیز پوشیدن جامة بدن نما و نازک، نزد نامحرم(سجستانی، سنن ابی داوود، 1410، ج2، ص383)، آرایش و استعمال عطر درخارج از خانه (مجلسی، ١٣۶٣: ج103، ص243)، اختلاط فساد برانگیز زن و مرد (سپهر، ١37٧:ج2)، دست دادن و مصافحه با نامحرم (همان، ص163) و تشبه به جنس مخالف (مجلسی، ١٣۶٣: ج103، ص258) منع شده است و مردان با غیرت، (پاینده، نهج الفصاحه، 1382، ص143) به هدایت و کنترل همسر و دختران، عفّت نسبت به زنان مردم (حرعاملی، 1414 ق :ج14، ص138) و دوری از چشم چرانی توصیه شده اند.

این روش به نوعی شامل روش های عرفانی و سلوکی نیز می شود. اما درباره یونانیان عموماً اقرار می کنند که فلسفه و علم یونان پایه گذار روش شناسی عقلی است که نه تنها به فلسفه و علم، بلکه به بیشتر شاخه های تحقیقی دیگر نیز قابل اعمال است. در نظام تربتی موفق ما نیز این گونه منظور می شود که می بایست زودتر به این نقطه برسیم که این من مشخص شود تا نوسناتش کم تر باشد.

این پرسش در منظومه فکری نیچه به هیچانگاری یا نیستانگاری میانجامد که به قول نویسنده بینظمی در نظام معناست. پرسش این کتاب این است. از همین ابتدا، علامه با انتقاد از مهمترین بحران زندگی امروز یعنی پوچ انگاری حیات در نتیجه غلبه بیامان فناوری و ماشین بر شوون مختلف زندگی انسان، هدف و انگیزه اصلی از طرح این مباحث را به مخاطب خود گوشزد میکند: «نکته دوم که موجب افزایش و شیوع سؤال مزبور شده است (سؤال از فلسفه و هدف زندگی)، دگرگون شدن چهره حیات به وسیله غوطهور شدن در عربدههای ناخودآگاه ماشین است که از اواخر قرن هیجدهم به این طرف رو به گسترش گذاشته است.

قله بهانهاي است که از کوه بالا برويم؛ نفس بالا رفتن مهم است. من که ملول گشتمیاز نفس فرشتگان/ قال و مقال عالمی میکشم از برای تو. اما ما با فرض همان حدی از حجاب که تقریباً مورد توافق فقها است میتوانیم تلاشی عقلی را برای یافتن وجه یا وجوه حسن آن سامان دهیم. این محقق و مترجم در ادامه صحبت هایش به یافتن پاسخی درباره این سوال پرداخت که “چرا تمامی فلاسفه سعی در پیمودن راه در یک چارچوب مشخص دارند” پرداخت و گفت: نویسنده پاسخ این سوال را با ارائه دو دلیل بیان می کند؛ یکی این که فلاسفه همگی بدنبال یافتن معنا و هدف زندگی هستند و عمدتا تمام عمر خویش را بر یافتن همین صرف می کنند و نهایتا به جواب درستی نمی رسند.

برای احیای این مفاهیم حیاتی انسانی، باید تمامی آثار استاد جعفری مورد توجه قرار گیرند و سعی شود که فلسفه ایشان مجدداً تفسیر شود تا بتوان از نو، جهانی ایمن تر و صلحآمیزتر ساخت. بیمار میشود یا زیر ماشین میرود و یا دچار حالتی از نومیدی تام و تمام میشود که اصلاً نمیتواند دست به سوی قلم ببرد. و اما هدف واقعی حیات: «هدف حیات طبیعی در مکتب دین آماده شدن برای ورود به حیات حقیقی ابدی است که از همین زندگانی شروع میشود.

در ادامه، مختصات احساس پوچی در انسان مورد بحث واقع میشود و پس از آن نگارنده میکوشد به سؤالهای اساسی مرتبط با بحث یعنی معنای هدف، تعریف زندگی و انگیزههای پرسش از هدف زندگی پاسخ گوید. پاسخهایی که در آن دورانها به سؤال از هدف زندگی گفته میشد، متین و باشکوه و موقرانه بازگو میگشت، زیرا جهان هستی برای آنها عظمت و شکوه و جلالی داشت که آنان را وادار به احتیاط در بحث مینمود. اکنون همین انسان که با نیروی عشق، خود را دگرگون کرده و خود دیگری را برای خویش ابداع کرده است، میتواند در مقابل قال و مقال و تمام تصادمهای عالم هستی مقاومت بورزد.

وی در بخش دیگری از صحبت هایش به این نکته اشاره کرد که این کتاب به ادبیات زیاد نزدیک می شود و شما در این کتاب استدلال به معنای ریاضی کم می بینید که این امر نیز تصادفی نسیت بلکه به همین دلیل است که استدلال یک فرآیند جبری است و شما مجبورید نتیجه را بپذیرید. امینی همچنین به سراغ فصلی از کتاب با عنوان نیاز به خواب رفت که آن را فصلی مصداقی می داند؛ فصل ده درباره خوابیدن است و اینکه آیا خواب یک نیاز فیزیولوژیک است یا چیز دیگری پشت آن هم هست؟ در بخش دیگر این مراسم دکتر محمد امینی مترجم این اثر به معرفی کتاب و نویسنده آن پرداخت و گفت: کتاب در حوزه فلسفه اخلاق قرار می گیرد و پاسخ به سوالاتی انتزاعی درباره اخلاق که آیا واقعیت اخلاق در جوامع وجود دارد یا فقط یک سیر فرهنگی است می پردازد.

یعنی نگاهی دو سویه به این مسئله دارد. اما موضوع بهشت که بعضیها گمان میکنند به عنوان هدف حیات در ادیان مطرح شده است، مقصود باغی وسیع با چند درخت سیب و انار و جویبار نیست، بلکه چنانچه در تفسیر مثنوی توضیح دادهایم، بهشت انعکاسی ازموجودیتی است که انسان در این زندگانی تحصیل کرده است. اگرچه نویسنده گاهی حملات تندی به رویکرد آکادمیک فلسفه می کند به ویژه زمانی که نقل قول هایی از نیچه مطرح می کند و حتی از قول وی اساتید آکادمیک فلسفه را وکلایی می داند که فقط از پیش داوری های خودشان درباره حقیقت دفاع می کنند.

0 دیدگاه دربارهٔ «فلسفه عشق در نگاه اول;

دیدگاهتان را بنویسید