فلسفه – ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد

آری، ولی علیرغم این که بشر جایزالخطاست، از پزشک معالج خود علت تجویز این داروها را نمی پرسیم. علاوه بر اين كه اساس در اين احكام، فراخوان بشر به تعبد و اظهار بندگى در مقابل پروردگار است. در آنجا مینویسد: فلسفه اگر چیزی متعلق به زندگی نباشد باید آن را کنار گذاشت تعلق فلسفه به زندگی. این تعریف مبتنی بر این اصل است که میان فعالیت علمی و تفکر درباره اینکه فعالیت علمی چگونه باید انجام شود، تمایزی وجود دارد و این تمایز لازم است که مطمح نظر قرار بگیرید.این نظر در باب فلسفه علم بعضی از جنبههای نظریات دوم و سوم را به هم میآمیزد و پیوند میزند.

البته تعبیر بنده این است: در حوزهی علمیه با تمام نقصهایی که وجود دارد و با تمام ایراداتی که ما برای پایاننامهها میتوانیم لیست کنیم و بشمریم، الحمدلله محتوای پایاننامههای حوزهی علمیه در مقایسه با سایر مراکز علمی قویتر است. پس تمام آن چیزی که طبیعیون از آن بحث می کنند، از جواهر حسی از آن حیث که حسی هستند گرفته تا اعراض آنها، در استحاله و انقلاب و سیلان قرار دارد و این طبیعت، برای همیشه و بی وقفه، در حال حدوث و نو شدن( تجدّد) است.

خوشحال شدند و به آقای مهدی زاده که رئیس دانشکده الهیات بودند، دستور دادند و تا جائیکه به یادم میآید اینطور نوشته بودند که مقدمات دعوت رسمی از این دانشمند بزرگوار را فراهم کنید. انتقاد دوم به فلسفهی تحلیلی، غیر سیاسی بودن آن است. بعضی از قائلین به فردی بودن حجاب، شخصی بودن حجاب را به قرآن مستند میکنند و با توجه به برداشت جدیدی که از برخی آیات قرآن ارائه میدهند، حجاب را حق اجتماعی نمیدانند. احساس میکردم مسخره است و سعی داشتم حتی اگر شده، لباس دیگران را به عاریه بگیرم و بپوشم، تا من هم با لباس جدیدی رفته باشم.

تا زنان جوان را خِرَد بیاموزند که شوهر دوست و فرزند دوست باشند. تغییر فضای موجود مانند تهاجم و شبیخون فرهنگی و ناتوی فرهنگی اثر هایی گذاشته است اما به طور کلی مردم مومن و متعهد و با تقوا کم نداریم و هنوز به وفور داریم کسانی را که در راه دفاع از حرم و حماسه اربعین و امثالهم مجاهده می کنند و اتفاقا خیلی هم وضعیت بهتر است از قبل از انقلاب ؛ ولی برای ایجاد نظام و جامعه اسلامی که همه ی هشتاد میلیون اولا ؛ و بعد از آن جهان مستضعفین که هدف ما هست ما خیلی فاصله داریم و این فاصله را از زمان کارگزاران و اصلاحات ما می بینیم .

1- تصدیق بدیهی: در تصدیق بدیهی، ایجاد رابطه بین موضوع و محمول به راحتی صورت میگیرد. در استدلال ایشان خلطی بین مسائل فردی و اجتماعی رخ داده است. فاقد بار شناختی و معرفتی و صرف ابراز احساس گوینده به هدف تأثیرگذاری در شنونده بداند،(1) درآنصورت جایی برای تحلیل عقلی و فلسفی درباره مفاد آنها باقی نمیماند و لذا گزارههای اخلاق هنجاری از حیطه مباحث فلسفی بیرون میشوند؛ اما اگر گزارههای اخلاقی را دارای ارزش شناختی و حاكی از واقعیت خارجی بداند، درآنصورت مسائل اخلاق هنجاری نیز جزو موضوع فلسفة اخلاق میشوند.

3. اله مشتق از اَلٍِِهَ به معنای فزع، واله به معنای کسی است که انسانها در مشکلات به او پناه میبرند (طبرسی: ج1، ص19). انسانها گر چه هر یک در درون خویش جهان متفاوتی را تجربه می کنند ، اما یک سری عناصر مشترک انسانی این عوالم متفاوت را به یکدیگر پیوند می دهد. یعنی یک عرضی و صفتی را حمل میکند به یک جوهری از دید ارسطو. مادران امروز به مادران فردا مي آموزند؛ اگر مي خواهيد ارزش خود را حفظ كنيد خود را به راحتي در دسترس مردان قرار ندهيد؛ يكي از زنان اروپايي روزنامه نگار مي گويد: در ايران سوار اتوبوس شدم، جواني را ديدم كه در قسمت آقايان چشم دوخته بود به صورت دختري، وقتي دخترك متوجه او شد صورتش را پوشاند.

آنجا هایدگر جوان متوجه یک نکته بسیار مهم شده در شکلگیری تفکر غرب. یک زمانی میگویید گربه هست. یک موقع میگویید گربه سفید است. یعنی این تفکر از نزاع یک گفتار مرکزی و قلدر به نمایندگی ارسطو و افلاطون با یک حاشیهای به نمایندگی هراکلیتوس و پارمنیدس و انکسیمانس و پیش سقراطیان و این پدرسالاران میخواهند آن حاشیه را طرد و نفی کنند به هر طریق ممکن. اگر گفته شود کافر دعوت شما را نمی پذیرد و تفاهم واقع نمیشود میگوییم همینطور ممکن است برهان فلاسفه را نپذیرد کما اینکه معجزات را نمی پذیرفتند و البته بعید میدانم تابحال کافری با فلسفه مسلمان شده باشد!

مثل اینکه شما بگویید قند در فنجان است. هایدگر در نوجوانی یک طلبهای بوده که مقالاتش در نشریات آکادمیکر یک مقالات بسیار متعصبانه و خشک و فوقالعاده بیفکرانه است. اتاقم مانند یک دانشکده شخصی بود. مانند عین در عربی که به معنی چشم، چشمه، طلا و … به هم خوردن تعادل رواني و فكري قشرهاي گوناگون جامعه. در بحث فلسفه حجاب هم میتوان از ملاحظات غایت گرایانه مانند توجه به فوائد حجاب چه برای جامعه و چه برای فرد استفاده کرد و هم از ملاحظات وظیفه گرایانه. وی همچنین بین معرفت و عمل اخلاقی شکافی قائل است و بیان میدارد که اعمالی از انسان سر میزند که لزوماً از روی اراده و خواست فرد نیست.

رسانهها پوششهای سنتی ما را از بین میبرند و بر روی زنان و دختران ما تأثیر دارند. 2ـ سوره مبارکه اسراء، آیه شریفه 45 : “وَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنَا بَینَکَ وَبَینَ الَّذِینَ لَا یؤْمِنُونَ بِالْآخِرَه حِجَابًا مَسْتُورًا” :و وقتی که قرآن را می خوانی بین تو و بین کسانی که به آخرت ایمان نمی آورند حجاب، سترکننده ای قرار می دهیم. ۵-راسل برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات و مخالف جنگ ویتنام بود و وقت خود را صرف نوشتن مقاله در زمینه های اجتماعی چون خلع سلاح های هسته ای می کرد. پس از آن، با مهاجرت فیلسوفان قاره ای دیگری چون هابرماس یا ریکور به امریکا جریان فلسفه ی قاره ای، در خارج از مرزهای جغرافیایی اروپا نیز با اقبال مواجه شد.

بنابراین، این اندیشیدن به کل هستی و هستی کل، فلسفه را بهذاته انتزاعی میکند. میخواهیم تمام جهان را به صورت یک منبع قائم و دایم بهرهکشی قرار بدهیم. آیا در این صورت زندگی اصالت پیدا کرده است؟ متفکر هرگز از پیش نمیداند که آن چیزی که دنبالش هست به چه نتیجهای میرسد و زندگی اصلا چیزی شر یا خیر است. من این کتاب هستی و زمان را یادم هست در یک کتابفروشی در خیابان مخبرالدوله به نام دانش خریداری کردم. فضیلت یک انسان خوب بسیار برتر و آرمانى تر از فضیلت یک شهروند خوب است. یا نه قوانینی از پیش وجود داشته یا نه.

دیدگاهتان را بنویسید