مبانی اخلاق در قرآن

مسئوليتپذيري يعني پاسخگويي در قبال وظيفه و تكليف، بنابراين مسئول در قبال رفتار خود و عوارض ناشي از آن، مورد سوال و بازخواست قرار ميگيرد و تشويق و يا تنبيه ميگردد. مثلاً، وقتي گفته ميشود: نظام آموزشي كشور مسئول پرورش نيروي انساني متعهد و متخصص است يا فلان سازمان مسئول واردات داروهاي خاص است يا وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي مسئول تامين، حفظ و ارتقاء سلامت است، در همه اين موارد، مسئوليت كلي و علاوه بر لزوم رعايت مباني علوم پزشكي، پاسخگويي در عرصههاي اجتماعي نيز مطرح است. با اين توضيح معلوم ميشود: در ورود به اين بحثها، معلوم ميشود: اخلاقي بودن در حرفه و يا شغل و يك فعاليت، صرفا دانستن نيست، بلكه خواستن نيز هست، مهارت يابي و يافتن بينش هم ميباشد.

عرضم اين است كه در هر صورت اخلاقي بودن يا نبودن رفتارها و عملكرد افراد و مديران، ميتواند پيامدها و آثار مثبت يا منفي را در سطح سازمان رقم زند. الگوهای رفتاری در سطح نهادها و سازمانهای اجتماعی، وحدتبخش جامعة دینی است. در صورت پذیرش این احتمال ، علّامه قایل به همان نظریه ی سابقه دار در بین معتقدین به دین شده است که خوب و بد اخلاقی را امر و نهی خداوند تعیین می کند . در هر نوع مديريتي، توجه به سه مفهوم «مسئوليت اجتماعي»، «تعهد اجتماعي» و «انطباقپذيري اجتماعي» كه به رغم درصدي تشابه معنايي، مرزبندي مشخصي با هم دارند، حائز اهميت است.

عمل كند، تا «تعهد اجتماعي» خود را به جا آورده باشد، يعني هنگاميكه يك سازمان مسئوليتهاي قانوني خود را در فعاليتها لحاظ ميكند، به تعهد اجتماعي(Social obligation) خود عمل كرده است. این دانش با رویکردهای متفاوتی رو به رو بوده است و این اختلاف رویکردها به پیدایش دستگاه های اخلاقی ـ تربیتی چندی منتهی شده که بر اساس آن می توان آثار اخلاقی موجود را در نگاه نخست در چهار عنوان زیر طبقه بندی کرد: فلسفی (عقلی)، عرفانی (سلوکی)، نقلی (ماثور)، و تلفیقی. سازمان های پیشرو به طور مداوم برای ایجاد فضای اخلاقی بهتر در محیط کسب و کار تلاش می کنند.

چرا اين حرف را ميزنم؛ براي اينكه اولي رفتار را شكل ميدهد و مقدمه اصلاح فرايندها ميشود و دوميسياست را قوام ميبخشد و زمينه تجديد ساختار را در صورت لزوم پديد ميآورد. و اتفاقا خودش از علمدارهای اخلاق است و عده ای گول حرفهايش را خورده اند و او را آدم انساندوستی میدانند ، و من مكرر گفته ام : اين آدم فلسفه اش بر خلاف شعارهايش است ، شعار انساندوستی میدهد و در فلسفه خودش بر ضد انساندوستی حرف میزند اصلا انساندوستی در فلسفه راسل دروغ محض است میگوئيم اخلاق چيست ؟ انصاف در برخورد با کارمندان، سهامداران، شرکای تجاری، مشتریان و تأمینکنندگان از طریق وفاداری به تمامی قوانین اجرایی، مقررات، سیاستها و استاندارد رفتاری بالا.

از طرف ديگر بايد فراتر از قانون و علم اقتصاد به دنبال اهداف بلند مدتي باشد كه براي جامعه مفيد است و اين بستگي به مهارتهاي ادراكي بالايي نيز دارد كه مديران سطوح بالا بايد واجد آن باشند، تا به مسووليتهاي اجتماعي خود عمل كرده باشند. چنین کلامی عقیده های حق است که آدمی آن را زیربنای کارهای خود قرار می دهد و در واقع، همان توحید است که دیگر اعتقادات حق نیز به آن بستگی دارد. اما یک اصل مهم دیگر اینکه؛ همچون سایر فرایندهای مبتنی بر فعالیت های اجتماعی بشری، هیچ چیز نمی تواند برای همه مناسب باشد.

بر این اساس، اندیشه اخلاقی اسلام، آنچه را که گروه های دینی و مکاتب فلسفی – آرمان گرایی و واقع نگری – به صورت گزینشی جدا ساخته اند، در زیر چتر دیدگاه اخلاقی و تفسیر خود از مرجع بایدهای رفتاری، گردآوری نموده است، زیرا همه آنچه این مکاتب و اندیشه ها گفته اند ناصواب و کژ نیست، همچنانکه تماماً درست و پذیرفتنی هم نیست، بلکه عیب هر اندیشه ای، یکسویه نگری و غفلت از جنبه های دیگر، و گزینشی بودن دیدگاه آن می باشد؛ و این یکسویه نگری، البته لازمه تفکر انسانی و همدوش با وفای آن است، تفکری که محال است بتواند در مورد هیچ مسأله ای رویکردی جامع و فراگیر داشته باشد که تمامی زمان ها و مکان ها، نژادها و افراد، و شرایط و جوانب را در بر گیرد.

آنچه مشخص است اینکه اگر عنصر فرهنگ به حال خود رها شود، هنجارهای بازدارنده اخلاقی، توان مقابله با فشارها و اختلافات ناشی از پدیدههای نو را نداشته باشند، طبیعی است که نظام سیاسی جامعه از تعادل و توازن خارج و وحدت و امنیت به مخاطره میافتد. اما سقراط بر خلاف کریتون ملاک حقانیت را متابعت از هنجارهای عرفی میداند و بنابراین برای سست نشدن هنجارهای اجتماعی حتی جان خویش را هم در معرض فنا شدن قرار میدهد. برای رفتن و نابود شدن آفریده نشدهاید، بلکه برای ماندن و جاودانه بودن آفریده شدهاید. بايستههاي نهادينه شدن مسئوليت اجتماعي در سطح و پوششي گسترده در جامعه امروز ايران چيست؟

از مسئوليتپذيري گفتيد، بفرماييد مسئوليتپذيري در سطح فردي و سازماني چه معني و مفهومي دارد و مسئوليتپذيري در اين دو حيطه، آيا تفاوتهايي هم دارند؟ در همين ابتداي بحث بفرماييد چه تمايزي بين اخلاق فردي و شغلي و يا كاري قائل هستيد؟ خوش خلقی و مزاح یکی دیگر از موضوعات مرتبط با حسن خلق، بحث مزاح است. پرسش دیگر این که آیا فرمان خدا اگر به جنایت تعلق گرفت ؛ جنایت درست و خوب است ؟ مبنای اخلاق از نظر انبیاء این است که انجام کار خوب انسان را به بهشت می برد و کار بد انسان را به جهنّم می فرستد.

کمترین اثر معاشرت با گناهکار این است که قبح گناه را در نظر انسان می شکند و در دام گناه گرفتار می آید. سقراط درحالی که چند روزی تا هنگام اعدامش به جرم تباه کردن فکر جوانان شهر باقی نمانده بود، با آرامشی حیرت انگیز در زندان شهر آتن در خواب خوش صبحگاهی به سر میبرد. روزی رسول خدا صلی الله علیه وآله ابن عمر را دید که دنبال چیزی میگردد. رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «آیا همسایهای که دو دست لباس داشته باشد، نداشتی که یکی از آنها را به تو عاریه دهد؟

اخلاق حرفهاي، سلسله واكنشها و رفتارهاي مقبول و پذيرفته شده است كه بخشهاي مهمياز آنها در تخصصهاي مختلف از سوي سازمانها و مجامع تخصصي، صنفي و حرفهاي براي مطلوب بخشي به روابط اجتماعي، به صورت آييننامه و قانون ميآيد لكن بنده معتقدم اولا همه اخلاق حرفهاي را نميتوان در قالبهاي رسميتعريف كرد و ثانيا نميتوان همه ابعاد اخلاق سازماني و يا حرفهاي را از اخلاق فردي، شغلي و يا كار تفكيك نمود. اخلاق در اصطلاح به صفات درونی انسان گفته میشود که در او به صورت عادت در آمده است به گونه ای که عمل مربوط به آن صفت در جایی که موقعیت آن پیش می آید بدون درنگ از شخص سر بزند.

این استاد تاریخ تشیع افزود: در منظر امام، گسترش عدالت، کظم غیظ، اصلاح بین مردم، پدیداری کارهای خوب مردم، نرمخویی، فروتنی، خوشرفتاری، آرامش، وقار، خوشاخلاقی، رعایت ادب اجتماعی و همچنین عیبپوشی از ویژگیهای صالحان برشمرده شده است و از سویی القائات شیطانی در قلب و زبان انسانها مذمت میشود. این واژه به «اخلاق» جمع بسته میشود. هر که ارزش این گونه تعالیم را درک کند، و انجام دهد، برای خود و ساختن خود بوده است، و هر که نادیده بگیرد، بداند که خداوند از هر که و هر چهبینیاز و سرافراز است. در این معنای عام تربیت بر حسب غایت و متعلق خود شامل تربیت بدنی، علمی، اعتقادی، دینی، سیاسی، اخلاقی، ذهنی، اجتماعی، حرفه ای و صنفی (مانند تربیت مدیر، مربی، نظامی، صنعتگر) و..

دیدگاهتان را بنویسید