مبانی انسان شناختی تعلیم و تربیت اسلامی

رسول اكرم – صلي الله عليه و آله – فرمود: خداوند رحمت كند پدر و مادري را كه فرزندان خويش را در نيكي كردن به خود ياري نمايند. 15. به صورت غیر مستقیم دوستانی خوب برای او انتخاب کنید؛ یعنی با خانواده هایی معاشرت داشته باشید که فرزندان پسر همسن او داشته باشند و در عین حال افراد سالمی باشند. گاهی نیز سوال از روش ها، تکنیک ها و برنامه هایی است که به تربیت اخلاقی منتهی می شود. در چیستی هدف تربیت اخلاقی باید گفت از آنجا که موضوع تربیت اخلاقی انسان است، هدف نهایی تربیت اخلاقی هم باید در راستای هدف خلقت انسان باشد.

تحول و تربیت حاصل یک عملیات گسترده است که توجه ویژه و فراگیر پدید آورد، دغدغه مشترک جاری ایجاد کند و به تعبیر امروزین موضوع خود را به گفتمان غالب مبدل سازد. در جهان امروز موضوع تربیت اطفال یکی از اساسیترین مسائل اجتماعی و از ارکان مهم سعادت بشر است. برای تعلیم و تربیت اخلاقی و ارزشی یکی از مهمترین و اساسیترین رویکردها، رویکرد غیرمستقیم یا رویکرد تلویحی وضمنی (ImplicitApproach) است. در این رویکرد افراد به چند طریق به یادگیری اجتماعی و اخلاقی میپردازند. این دیدگاه، دیدگاهی غایتگرایانه (Teleological) است که نقطه عزیمت در کردار اخلاقی را مبنای هدف و غایت فعل اخلاقی قرار میدهد.

آیا هر موجود عقلانی، حقایق اخلاقی را دریافت میکند، و یا فقط کسانی میتوانند که قدرت ادراک نیز داشته باشند؟ در این ارتباط همچنین دیوید کار که ازجمله کسانی است که به تربیت اخلاقی و ارزشی بسیار توجه دارد؛ حتی بین خود ارزشها نسبت به هم – علاوه بر تمایز بین ارزشها با اخلاقیات – تمایز قائل است. 16) البته بک (Beck) نیز قائل به تمایز بین ارزشها و اخلاقیات است و به همین خاطر تربیت اخلاقی و آموزش ارزشها را از هم جدا میداند. چنانچه اسمیت در بحث تمایز بین ارزشها و اخلاقیات بر این عقیده است که در تئوری جدید ارزشها، بین علم اخلاق (Ethics) و فرااخلاقیات (MetaEthics) و بین اخلاق هنجاری (Normative) و اخلاق تحلیلی (Analytic) و ارزشها (Values) تفاوتهایی وجود دارد.

او ریشهی فلسفی این رویکرد را طبیعتگرایی عملگر (PragmaticNaturalism) و فمنیسم (Femenism) میداند.(29) بوردیو (Bourdio,1977) و گودل (Godel,1980) به رویکرد پیامدگرایی (الگوی عینی اخلاقی) توجه نمودهاند. نقاط ضعف خود را اصلاح کنید مثلاً بگویید “من به عنوان یک پدر باید بیشتر به قوانین خانواده پایبند باشم”. امام خمینی(ره) نیز بر این امر تأکید می­فرماید: بدان که اول شرط مجاهده با نفس و حرکت به جانب حق­تعالى، “تفکر” است و بعضی از علمای اخلاق آن را در بَدایات، در مرتبه­ی پنجم قرار داده­اند و آن نیز در مقام خود صحیح است و تفکر در این مقام عبارت است از آن­که انسان لااقل در هر شب و روزی مقداری ـ ولو کم هم باشد ـ فکر کند در این­که آیا مولای او که او را در این دنیا آورده و تمام اسباب آسایش و راحتی را از برای او فراهم کرده و بدن سالم و قوای صحیحه ـ که هر یک دارای منافعی است که عقل هر کس را حیران می­کند ـ به او عنایت کرده و این همه بسط بساط نعمت و رحمت کرده و از طرفی هم این همه انبیا فرستاده و کتاب­ها نازل کرده و راهنمایی­ها نموده و دعوت­ها کرده، آیا وظیفه ما با این مولای مالک الملوک چیست؟

شاید بهعنوان والدین بخواهید عواقب و پیامدهای بد رفتاری کودکان را برای تربیت فرزند خود تعریف کنید. روانشناسی به نام مکوبی (Maccoby,1980) نوشته است که رفتار اخلاقی رفتاری است که گروه آن را به عنوان خوب یا بد (درست یا نادرست) تعریف کرده باشد؛ زیرا مجازات اعمال و رفتار غیراخلاقی و پاداش دادن به اعمال اخلاقی در دست گروه است. در روان شناسی تعریف انسان اخلاقی را پسینی یعنی از نگاه مردم مطرح می کنند. امروزه در دنیا همانطور که اعماق اقیانوسها را شکافته از قعر آن معادن را استخراج مینمایند و از زمین و کره خاکی اوج گرفته به کرات دیگر قدم میگذارند به موازات این پیشرفتها سعی میکنند عالیترین و ارزشمندترین ذخایر جامعه یعنی کودکان را بهتر و کاملتر شناسایی کرده با عالیترین اصول تربیتی آنان را بهتر و کاملتر پرورش دهند زیرا آنان به خوبی دریافتهاند که تکامل و پیشرفت جامعه مدیون انسانهای ارزشمند و برومند است آنها دریافتهاند که ارزشمندترین ذخایر و معادن، وجود کودکان و امانتهای الهی است.

ویلیام ویلکاف در کتاب خود به والدین میآموزد که به فرزند خود تفهیم کنند که «نه یعنی نه» و از این طریق بتوانند رفتار او را کنترل کنند. مـعـلـم اگـر حـايز چنين شرايطى باشد، شاگردان به او تاسى جسته مى كوشند از كارهاى نيك واخلاق پسنديده و خداپسندانه او پيروى كنند و نسخه وجود خود را برابر با اصل وجود او گردانند. او معتقد است که این رویکرد ارزشها و اخلاق را از زاویه آثار بیرونی آن مینگرد. او روی ذهن ناخودآگاه مطالعه کرد و بعدا دانشمندی دیگر به نام برونو بتلهایم (B.Bettelheim) آن را بسط داد.

از نظر کومبز تحلیل ارزشها بهترین و مؤثرترین راه تفهیم و آموزش ارزشها و اخلاقیات است.(36) رویکرد تحلیل روانی یا روان تحلیلگری (Psychoanalytic) از دیگر رویکردهاست. زمانی که پسر بزرگ شد و زمانش رسید بهترین فردی که در رابطه با عشق می تواند با او صحبت کند پدر است. اصحاب این رویکرد خود را به حضرت رسول (ص) و امیر مؤمنان (ع) منتسب میدانند، در فتوت بهترین مثالِ فتای حقیقی و کامل، امیر مؤمنان علی (ع) است که همه سلسلههای فتوت اسلامی به او میپیوندند و حضرت را «قطب مدار فتوت» میشمارند. البته قبل از پرداختن به رویکردها و روشهای تربیت اخلاقی و ارزشی تذکر این نکته نیز لازم است که تفاوت در روشها و رویکردهای تربیت اخلاقی را باید ناشی از تفاوت در پارادایمهای مربوط به هر یک از روشها و رویکردها دانست.

تفکیک این دو، امری لازم است. زیرا، این تفکیک تأثیر مضاعفی بر تدوین رویکردها و روشهای تربیت اخلاقی و ارزشی خواهد گذاشت. امروزه پست مدرنیسم (Postmodernism) نیز تأثیر فراوانی بر بحث اخلاق و ارزشها بهجای گذاشته است. در حالیکه امروزه روشهای آموزش سنتی در اغلب جهان غلبه دارند، اما غلبه آنها مورد سؤال، تردید و چالش واقع شده است و بخصوص با ورود روشهای جدید این چالشها بیشتر شده است. امروزه سه نهضت اساسی – نهضت ابزارگرایی، تجربهگرایی و پراگماتیسم؛ فلسفه تحلیلی؛ اگزیستانسیالیسیم – وجود دارند که هریک روشها و رویکردهای خاص خود را برای آموزش اخلاقی و ارزشی پیشنهاد میکنند که میتوان تفاوت در روشها را متأثر از تفاوت در پارادایمهای آنها دانست.

همچنین ضعف این روشها و رویکردها در جلب هرچه بیشتر مخاطبان و علاقمندان به دین، اخلاق و ارزشها نیز میتواند زمینه تردید را افزایش دهد. توجه به اینکه جوامع چه ارزشهایی را به جوانان عرضه میکنند و چگونه و با چه رویکردها و روشهایی، اخلاقیات و ارزشها را به آنها میآموزند و به تربیت اخلاقی و ارزشی آنها اقدام میکنند، موضوعی است که از قدیمالایام (از زمان سقراط، افلاطون و ارسطو) تا قرن بیستم مورد توجه فلاسفه و دانشمندان بوده است.

را بشناسیم و اینکه نمونههای اعمال درست و نادرست کدامند، خود سؤالات اساسی و بنیادینی هستند که اگر بخوبی پاسخ داده شوند، میتوان روشها و رویکردهای مناسب را نیز تدوین نمود. اگر تربیت اخلاقی را یک تجربه دینی بدانیم، این سؤال اساسی مطرح میشود که آیا تجربه دینی را میتوان با رویکردهای عملی مثلاً رویکرد روانشناختی مطالعه و بررسی نمود. این تردیدها و ابهامات که خود به دلیل روشننبودن قلمرو تربیت اخلاقی و عدم تبیین کافی معانی، مفاهیم و محتوای تربیت اخلاقی و همچنین فقدان طرحها و مدلهای روشن برای رویکردها و روشهای تربیت اخلاقی بوجود میآیند، از یکسو به اصل و ضرورت تربیت اخلاقی خدشه وارد میکنند، و از سوی دیگر امکان تحقق واقعی و سودمندانه آنها را زیر سؤال میبرند.

ثانیا، علایق و نیازهای یادگیرندگان را ارضا نماید. نمیتوان به کنه واقعی اخلاق و مذهب و ارزشها دست یافت و دیگر اینکه، این روشها با علایق و نیازهای یادگیرندگان متناسب نیستند و علاوه بر این، روشهای سنتی با رویکردها و روشهای جدید تربیت اخلاقی که متأثر از آموزههای روانشناختی، جامعهشناختی و علمی است هماهنگ نیست – رویکردهایی چون بازیهای انگیزشی (StimulationGames) نمایشهای اجتماعی (SocialDrama)، تصاویر متحرک، تلویزیون و مباحث متعدد. بر این اساس تدوین روشهای دقیق آموزش اخلاقیات و ارزشهای فوق نیز ممکن نیست. اگر تربیت صحیح باشد برای این بچه، آن دیکتاتوریش رو به ضعف می رود. این تفاسیر معمولاً توسط کسانی ارائه میشود که از موقعیت مقتدرانهای برخوردار هستند؛ چه به عنوان مدیر، چه معلم و چه روحانی.

9- گفتنی است که در میان مسلمانان کسانی را می توان یافت که روح را نیز همچون بدن موجودی جسمانی می دانند، هرچند آن را « جسم لطیف» می خوانند و به آبی که در همه ی اجزای گل سریان دارد، همانند می کنند. حامیان روش سنتی حفظکردن معتقدند که حفظ متون مقدس نه فقط آنها را به راهنمایی قابل دسترسی برای زندگی میرساند، بلکه شخصیت آنها را نیز میسازد.

نقطهنظر مذهبی ضرورتا نقطهنظر سنتی را دربر نمیگیرد و نماینده آن نیست. کلبرگ (Kohlberg,1969) نیز مراحلی را مورد توجه قرار داده است که به مراحل تحول اخلاقی – شناختی (Cognitive – MoralDevelopment) معروف است. بنابراین، روشننمودن و تبیین دقیق رویکردها و روشهای تربیت اخلاقی و ارزشی میتواند در جهت رفع ابهامات و تردیدهای موجود و در نتیجه در ایجاد انگیزه بیشتر در توجه به تربیت اخلاقی و ارزشی مؤثر باشد. هنگامی که دریافتید سایر روشها موثر نیستند تکنیک وقفه میتواند روش موثر و پرقدرتی برای عمل باشد.

هدف ما در این مقاله نیز طرح و بررسی مختصر روشها و رویکردهای تربیت اخلاقی و ارزشی بهمنظور تبیین تنوع جهتگیریهای موجود در زمینه تربیت اخلاقی و ارزشی و بیان اهمیّت جایگاه روشها و رویکردهای تربیت اخلاقی و ارزشی است. از جمله مسائل مربوط به روشها و رویکردهای تربیت اخلاقی، حاکمیت روشها و رویکردهای سنتی بر فرایند تربیت اخلاقی و ارزشی است. البته روشهای سنتی مورد نظر مورد نقد فراوان نیز واقع شدهاند.

نظر کلبرگ الگوی پیاژهای اخلاق، رشد و تحول اخلاق از عملیات عینی و خودمحوری اخلاق به سمت عملیات ذهنی و خودمختاری اخلاق پیش میرود. انسان پیش از آنکه به واسطه شرطیشدن بیاموزد، به طور بالقوه به پذیرش تجربیات دیگران و تأثیر بر تجربیات دیگران میپردازد. مقصود از تمام معارف دینی و انجام مناسک و شعایر، ایجاد تحول اخلاقی در انسان است، به نحوی که اگر عناصر معرفتی و عبادی در دین نتوانند در حوزه ی اخلاقی تأثیر بگذارند به کمال خود دست نیافته اند. پیاژه بر این باور بود که انسان یادگیرندهای کنجکاو و جستجوگر است.

دیدگاهتان را بنویسید